Good morning Afghanistan صبح بخیر افغانستان یک رفیق مدیر و معلم و آشپز دارم، (او دیپلم ریاضی فیزیک و لیسانس مکانیک و ماستری جامعه شناسی دارد) خیلی خلاق و لایق،...
Good morning Afghanistan صبح بخیر افغانستان یک رفیق مدیر و معلم و آشپز دارم، (او دیپلم ریاضی فیزیک و لیسانس مکانیک و ماستری جامعه شناسی دارد) خیلی خلاق و لایق،...
یک نَقل (نکته، نقطه) برایتان بدهم، من فکر میکنم هیچ چیز به اندازهی خرید یک کفش، برای یک خانم، او را خوشحال نمیکند. البته به شرطی که خود او را...
پیرزن درونِ مرا میشناسید؟ زنِ کربلایی، همسایه ما، همان که موهای سفید خود را با خینه و حنا رنگ میکند و در دو دسته، گِرد گَردن خود چوتی میکند و...
Good morning Afghanistan صبح بخیر افغانستان روزی که برای بار اول وارد شهر مزار شریف شدم، ساعت ۳ صبح روز ۱۷ سنبله سال ۱۳۸۳ بود. روزی که به نوعی سالگرد...
#پُلِسُرخ ، برای آنانکه نمیدانند، برای آیندگان و برای آنانکه نمیخواهند بدانند و برای آنانی که، فراموش کردهاند... دوستان، بی مقدمه خدمت شما عرض میکنم.. دوستتان دارم، شاید این فرصت...
Good morning Afghanistan صبح بخیر افغانستان در دنیا، ایتو آدم است که پُل سُرخِ کابُل را نشناسد و نداند کجاست؟ نخاد (بعید میدانم). روزی که برای اولین بار پل سرخ...
از مکتب (مدرسه) رخصت شدیم، متعلمها(دانشآموزان)، دسته دسته به سمت خانههای خود روان بودیم. من و یک گروه از بچههای امین آباد، از دولت آباد تا سه راهی قلای گبری،...
پیرزن، سنگ میریشید.(نخ ریسی با سنگ) او نخهای همرنگی را که از باز کردنِ کَشها و جاکتهای ده روپگی لیلامی (تاناکورا) جمع کرده بود، ورداشت و چون پِشَکِ (گربه) چُست...
یک رفیق دارم که یک لگ دالر د پیش اش فکر کن یک لگ افغانی است.
Good morning Afghanistan صبح بخیر افغانستان گاهی با خودم فکر میکنم اگر به آخر دنیا برسم، باید چکار کنم؟ از کجا بفهمم به آخر دنیا رسیدهام؟ نقطهی تسلیم کجاست؟ من...
صبح بخیر افغانستان Good morning Afghanistan من که اصرار ندارم، تو خودت مختاری یا بمان، یا که نرو، یا نگهت میداریم گاهگاهی که به گذشته نگاه میکنم، فکر میکنم ما...
Good morning Afghanistan صبح بخیر افغانستان به نظر من، یکی از مشورههای اشتباهی که اکثر جوانها به آن دچار میشوند و از هدف باز میمانند این است. من از دیدگاه...
تولدت مبارک آقا دکتر. قربون اخلاق ورزشکاری شما بشم.
صبح بخیر افغانستان Good morning Afghanistan گاهگاهی در زمستان، شب نشینی لازم است آتش و چای نبات و بوسه چینی لازم است... گاهگاهی نه همیشه باید اینگونه نوشت در زمستان،...
گنگس و تشنه و عَرَق پُر، از خواب خیستم. زبان در کامم چسبیده بود و دهانم از تشنگی باز نمیشد. به زور آب دهانم را قورت کردم و کورمال کورمال،...