یک‌ نَقل (نکته، نقطه) برایتان بدهم، من فکر می‌کنم هیچ چیز…

یک‌ نَقل (نکته، نقطه) برایتان بدهم، من فکر می‌کنم هیچ چیز به اندازه‌ی خرید یک کفش، برای یک خانم، او را خوشحال نمی‌کند. البته به شرطی که خود او را با خود به خرید برده باشی.

پدرم یاد داده بود اوایل آشنایی، وقتی با یک دختر، بیرون میروی، اگر ۵۰۰ روپه داشتی، ۵۰ روپه با خودت وردار، اگر ۱۰۰۰، ۷۰ روپه و اگر ۲۰ هزار، ۲۰۰ روپه،

پرسان کردم:

اگر بیشتر از ۲۰ هزار داشتیم باز چطو میشه؟ که پدر گفت: اونا از اول خودشان می‌فهمند تو چند داری، زیاد خودت را تحویل نگیر.. آمار‌ت را وخت درآوردن و خبر نداری….

پسانتر، ایتو دخترهای خفن و پولدار، ما را گیر کرده بودند، که حتی پدرم هم باورش نمیشد دخترها سرِ ما بچه‌های ساده و پیاده‌، پیسه خرج میکنند… و پارتی‌های لاکچری ما را، باد شکمِ برنجی و لافهای دل پیتَوِ فرزند دلبندش فرض می‌کرد.

این را هم بدانید که هر نَقلی، نظر به محیط و مکان، ممکن تاریخ مصرف خاص خود را داشته باشد. پس اول امتحان کنید.

خلاصه، اوایل ممکن است جوگیر شوی و زیر تاثیر بروی و دختر، خرت بسازد و دل به دریا بزنی و خودت را غرق کنی و وقتی به هوش آمدی ببینی که چند جای بدنت سوخته و بی‌خبری.

هیچ قمار بازی، تمام سرمایه خود را به میدان نمی‌آورد.

تا که دختر، شِنگِ (گوشه و کنار) عشقِ خود را به تو نشان ندهد، تو هم از جان، مایه نگذار…

این که عشق چیست و چطور است و کجاست؟ برای هر کس فرق می‌کند و کسی تا به حال نتوانسته دقیق و عمیق آنرا شناسایی کند و آشکار بسازد.

بعد از طلوع عشق، بعد از بروز عشق، و در زیر سایه‌ی عشق، قمار هم باید عاشقانه باشد، باشد سرِ تمام زندگی، مدت و میدان هم تا روز قیامت. این سرش پیدا و آن سو تا بی‌کرانِ عالمِ لایتناهی…. از اینجا تاااااااااااا اونجا…

اما خُب، دخترها هم امروز هوشیار شده‌اند، شاید آنها هم از روش مهندسی معکوس و برهان خُلف، بخواهند شبیه دزد سر گردنه، به محتوای اصلی جیب پسر پی ببرند و قیمت متاع (جنس) داشته‌ی خود را صد چند تعیین کنند و به مدد آلایشگر سر کوچه، کومه‌ (لُپ)های کچالو مانند و چُملک (چروکیده) خود را به جای شفتالوهایی آبدار و لطیف، بیخِ دیده‌گان تشنه‌ و حریص پسرک، نمایان بسازند و نشان بدهند که دست روی دست، بسیار است.

من فکر می‌کنم یگان چیزها بدون آرایش و بسیاری چیزها، بدون آلایش مزه‌دارتر و زیباتر است.

خوب نیست آدم سرِ کِرِت (جعبه میوه) و زیر کِرِت را متفاوت بچیند، اما خُب، همه هم خریدار واقعی نیستند.. اما این وسط، یگان چَشَک و تِست و ایلمَک و چشمک را چطور کنیم؟ داستان تازه از اینجا آغاز میشود..

شاه و ملکه و اسب و فیل و ساز و سرباز،

دویدن‌ها و دواندن‌ها، تعقیب و گریزها، چال و فریب‌ها، زدن و کندن‌ها،

عید و بَرات‌ها، مهمانی‌ها و قربانی‌ها، روزهای روشن و شبهای مهتاب.. شعله‌ها و دودها، نَرم و نازک، چُست و چابک، تلخ و شیرین، اشکها و لبخندها….

زندگی، صحنه‌ی یکتای هنرمندی ماست..

♡ ولنتاین، نزدیک است. فقط احمقها، خِرس سُرخ می‌خَرند و فقط احمقها، با خرس سرخ، خام می‌شوند و بازی می‌خورند..

عشق، عمیقتر از این چیزهاست،

عشق، وسیعتر از این حرفهاست….

این دام و این میدان، دانه‌های جدیدتری دارد، طلا و نقره که از وخت بود،

جدیدا بیت کوین هم آمده،

بازار ویزه شینگن و کانادا و آمریکا هم گرم است.

یگان کیس‌ها هم خوب چَلیش دارد.

طول و ترازو است که خدایت بداند…

حیف که کرونا است. باز اونو وقت زدن را سَیل میکدی بچم…

بروم چهار تا کتاب بخوانم، غلطهای املایی خود را خوب کنم و خمیردندان و مسواک خود را اپدیت کنم. اینجا کسی فارسی نمیفهمد…

به زور تا به حال این چند جمله را از بر کرده‌ام:

True love must be obvious to the eyes, the truth is naked, and our best times are when there is no dress for our words.

دعا کنید قصه پس و پیش نشود.

یک قصه بیش نیست غم عشق و این عجب،

از هر زبان که میشنوم، نامُکَرَّر است…

Add a comment

*Please complete all fields correctly

Related Blogs

#better_Afghanistan
🎉 It's my fan-iversary! I've been a top fan of VanDusen Botanical Garden since November 15, 2023. @[100064771598345:2048:VanDusen Botanical Garden]
خاصیت برگ دارد آدمی،