پیرزن درونِ مرا میشناسید؟
زنِ کربلایی، همسایه ما، همان که موهای سفید خود را با خینه و حنا رنگ میکند و در دو دسته، گِرد گَردن خود چوتی میکند و یک کلاه گل گلی به سرش میگذارد که درون آن کلاه، همیشه یک سوزن دارد. همان که اولاد ندارند و همیشه قولنج میکند و مرا صدا میکند که پشتاش را لقد کنم و کشمش نخود برایم میدهد. همو که یک خال کبود وسط دو ابروی خودش دارد و چشمهایش همیشه سیاه و سرمه کشیدگی است.
زنِ کربلایی، بختاور است. دیشب به خوابم آمده بود. غرقِ غمهایم بودم. صدایم کرد و گفت: غم درون، بخه پشتم را لقد کن، قولنج کردم. راه نفسم را بند انداخته این قولنج. گفت تو را چی دیو زده که خیلیمهایت کشال است؟
گفتم چنین و چنان و آسمان و ریسمان را برایش بافتم.
گفت: رضا بچم، کربلایی مُرد، هیچ حالم تغییر نکرد. یاد گرفتم غم نخورم و کشمش نخود را دانه دانه بچینم و با دندانهای نداشتهام در دهانم خیس کنم و بخورم.
دست خود را در جیب پهلویش کرد، یک مشت نخود بریان کشید و گفت: بیا بگیر، تو که جوانی و دندان داری، کورمَک کورمَک، نخودها را زیر دندانهایت مَیده کو (بشکن) که من هم کَیف کنم و احساس کنم دندانهای تو، دندانهای خودم است. کشمشهایش را من دندان نداشتم، خوردم. نخودهایش مال تو. غم نخور بچم، کشمش و نخود بخور، جوان استی، دندان داری، شُکُر بِکش.
آرزو میکنم پیر شوی و جوانی و مستی اولادهایت را ببینی، شوخیهایشان را دیدی، خوشیهایشان را هم ببینی..
آرزو میکنم پیر شوی، یک پیر با دندان، یک پیر با خرمنهای گندم و نان، که آب و دانه مَزهات بته، دلت جمع باشه و لبت خندان، که خنده مزهات بته.
دندان که نداشتی، خنده هم د رویت نمیشینه (نمینشیند.)
غم نخور بچم. کشمش و نخود بخور، خنده کو که دندانهایت مالوم (معلوم، آشکار) شود. خنده کو، دندانهایت را ببینم که فکر کنم دندانهای خودم است.
قدرِ خانه، قدرِ زندگی، قدرِ زن، قدرِ اولادها و قدرِ دندانهایت را بدان بَچِم.
کَمِ خوده ماکَم (محکم) بگیر و پشت پوده (سست) دیگرا نگرد.
بخیر آدمی به یک جایی میرسد که از خدا و دنیا، تنها یک گور طلبگار میشود.
دعا میکنم تیت و پَرَگ (پَخش و پَلا) نباشی و جمع شما جمع باشه، دعا میکنم هرگز در میدان خداوراستی (میدان بی کسی) نمانی و مُرادهایت حاصل شود.
تلخ و شیرین، گریه میکنم و میخندم.
نخودهای بینمکِ بریان را با شوری آبِ دیده در دهانم ترکیب میکنم و زیر دندان کورمَک کورمَک میکنم و میخورم.
بهتر از ترکیبِ تیکلا و لیمو و نارنج و نمک است…
خدا را شاکرم که تیت نیستیم، که پَرَگ نشدیم.
دوستتان دارم…❤
خدا کَمِتان نکنه، خدا دورِتان نکنه، خدا جور داشته باشهتانه.


![🎉 It's my fan-iversary! I've been a top fan of VanDusen Botanical Garden since November 15, 2023. @[100064771598345:2048:VanDusen Botanical Garden]](https://pen.momtazhost.com/wp-content/uploads/2026/02/10239312730815507.jpg)
