Good morning Afghanistan صبح بخیر افغانستان
Good morning Afghanistan صبح بخیر افغانستان حاشیههای زندگی را آپدیت میکنم.
من دچار توام جان، چراغ حوصلهات را خاموش کن و بیا در آغوشم، تا صبح، من، تو میشوم و تو، من.
Good morning Afghanistan صبح بخیر افغانستان شبهای زیادی در کابل، برق نداشتیم، آب را از چاه با بمبه (تلمبه) دستی میکشیدیم و ذخیره (تانکر) را با سطل پر میکردیم. در...
Good morning Afghanistan صبح بخیر افغانستان یک سرکارگر داشتیم، به نام نظر. مَشت نظر. از آن آدمهای میانسالِ تَسمه و چُست بود. پشت سه نفر دروگر، دسته سبزی را بسته...
در دل گل سرخ های زندگیام غرق میشوم. به دورهی چهل تا شصت سالگی رسیدم. دوره ای که ساخت و سازهای اصلی زندگی را قرار است اجرا کنم. خیلی دوست...
چه نماز باشد آن را که تو در خیال باشی تو صنم نمیگذاری که مرا نماز باشد