جا دارد یادی کنیم از افسانهی شجاعان، که هرگز وضو باطل نکردند. نماز و روزه و نذر و نیازهای خالصانه و صادقانهتان قبول. خانه آباد و پیش رویتان خوبی.
جا دارد یادی کنیم از افسانهی شجاعان، که هرگز وضو باطل نکردند. نماز و روزه و نذر و نیازهای خالصانه و صادقانهتان قبول. خانه آباد و پیش رویتان خوبی.
یک باجه(باجناق) دارم در استرالیا است.( آهسته میگویم، کسی نشنود، البته آنجا دو باجه دارم!!) امروز صبح خانمام با خواهرش صحبت میکرد. بین صحبت هایشان پرسان کردم: خورشید گرفتگی کامل...
به توصیه دوست و رفیق خوبم، دارم مدیریت پروژه به سبک گوگل را میخوانم. یک دوره که اگر جَمپها را بگیرم و نرمال و آهسته، بیتِ خود را بخوانم و...
هوا خوشگوار و زمین پر نگار نه سرد و نه گرم و همیشه بهار
این درخت نزدیک خانهی ما است. درخت نازنینی است. هر بار که از کنارش میگذرم، یک سلامی عرض میکنم و او هم اگر حال داشته باشد، جوابم را میدهد. گاهی...
این مسیر خلوت و دنج را خیلی دوست دارم. نسیم خنکی را که صبحهای زود، از لابلای بوتههای شبنم زده و برگهای درختان رد میشود و به پوست صورتم میخورد...
فرزندانم این روزها امتحان دارند و خوشبختانه به خاطر کمک به سپری کردن امتحانات آنها، چند روز است درگیر مباحث ریاضیات طبیعی هستم. اینکه چطور عدد پی کشف شد. عدد...
چند تار موی قاش(ابرو) هایم دراز شده بود، خیلی دراز که بخی (از بیخ) بد معلوم میشد و امروز مجبور قیچی شان کردم. دلم است یک روز سرمه به چشمهایم...
جزییات، همه چیز است. آموختن، از گل صبح شروع است. ای خدا هاردِ دلم، فُرمَت نما از غم و غصه مرا راحت نما. تمام اندوختهها و آموختهها را دور ریختم....
با احترام به جامعه خبری و رسانهای، اما خیلی وقت است خبرهای افغانستان را از آدرسهای بولد شده و مشخص، دنبال نمیکنم. حتی خبرهای خوباش را، چه برسد به خبرهای...
من اگر غم نان نداشته باشم و بدانم کسی در چهار اطرافم در مرگ نیست، در هر بهار، با کلمات ازدواج میکنم و سوار بر بال پرندهی کلمه چِرس(cheers) و...
گلدانها را آب بدیم، سلام همسایه را جواب بدیم...
تنها جایی در زندگی که واقعا جنسیت ( نر و مادگی) را فراموش میکردم، یکی دانشگاه و یکی دکان سبزی فروشی پدرم بود. چند روز قبل در بازار خیاطهای زنانه...
درو از دلتان، بولانی گندنه (تره) جور کردیم. گندنههایی که خودمان از زمین چیدیم. در افغانستان که نشد، مگم دوست دارم خارج که رفتم، یک باغ انگور و آلو گیلاس...
یک و نیم سال است از همه چی دور و بیغم استم. دیق شدم پشت شرکت در یگان عروسی و محفل و مجلس و دیدن جمعیت زیاد. از بس که...