تنها جایی در زندگی که واقعا جنسیت ( نر و مادگی) را فراموش میکردم، یکی دانشگاه و یکی دکان سبزی فروشی پدرم بود.
چند روز قبل در بازار خیاطهای زنانه دوز، تیاری( آمادگی) کالای عید را داشتیم که دیدم که این خیاطهای مرد، دور از جان، خَسی شدگی واری (اَخته) هستند.
یک رقم با زنها گرم برخورد میکنند و در برابر فرمایشات عجیب و غریب مشتریها، خونسرد میباشند و در مقابل Objection های خانمها، از چهرهشان آرامش میبارد، که بیا و ببین. اصلا انگار سالها خواهرخوانده باشند با هم.
آخر کار هم مبلغ معامله بعد از نیم ساعت بررسی بیست مدل کار گُلَک پیش یخن یا یک دکمه سر آستین. مگر چند است؟ دوصد روپه.
اگر این حجم از خونسردی و خندهرویی و آرامش را یک رهنمای معاملات (بنگاهدار) داشته باشد که یک شبه بار خود را میبندد و تمام خانهها خرید و فروخت میشوند.
چنان بازار لالا و بیادر و خواهر گفتن گرم است که آدم حسودیاش میشود به این همه ارادت و محبت.
وقتی ازشان پرسان میکنم چطور میتوانند اینقدر بیخیال و خونسرد باشند در برابر فرمایشات و جگره خانمها، میگویند چطور کنیم لالا؟ کسب پدری ما همین پنجاپی و گَندِ افغانی (نوعی لباس) و کالای محلی بوده. سالهای سال است امانتدار مردم هستیم. نان پیدا کردن، سخت است.
شکر خدا اینترنت است، واتساپ است، از تمام دنیا، فرمایش و مشتری داریم. میگذره.
اگر راسته خیاطها، صد دکان باشد، نود تایشان زنانه میدوزند.
پیرهن تنبان مردانه چی داره؟ نِفَه و نفهدان است، دو تا درز کلان است.
اما گَندِ افغانی و پنجاپی و لباس عید خانمها چطور؟ تو مو بینی و مجنون پیچش مو …. بسیار ظرافتها داره….
بهتر بود در کنار کدنویسی و برنامه نویسی، یک مدت، شاگرد خیاط هم میشدم. آمد آمد عید است و فعلا بازار طرح و دیزاین، اینطرف گرمتر است.
بین خودمان باشد، دیشب خواب دیدم آرژانتین آمدم. در یک فستیوال. ببینم چی تعبیر خواهد شد.
رقص Despacito را دارم تمرین میکنم… برای با هم بودن…





![🎉 It's my fan-iversary! I've been a top fan of VanDusen Botanical Garden since November 15, 2023. @[100064771598345:2048:VanDusen Botanical Garden]](https://pen.momtazhost.com/wp-content/uploads/2026/02/10239312730815507.jpg)
