این مدل مرغابی کله سبز را قبلا در رسامی (نقاشی)های کتابهای دوره دبستان دیده بودم. مرغابیهایی که ما در محل خودمان داشتیم اینقدر رنگارنگ نبودند. دارم اینجا دنبال آهنگ میگردم....
این مدل مرغابی کله سبز را قبلا در رسامی (نقاشی)های کتابهای دوره دبستان دیده بودم. مرغابیهایی که ما در محل خودمان داشتیم اینقدر رنگارنگ نبودند. دارم اینجا دنبال آهنگ میگردم....
این روزها، ماههای اولی است که آمدیم ونکوور. تو فکر کن تمام ونکوور، محوطه یک دانشگاه بزرگ باشد. و اکثر آدمهایش تحصیلکرده و درس خوانده و خودآموخته هستند. همیشه احساس...
دیروز صندوقک پُست را باز کردم. دیدم پنج تا مکتوب آمده، برای پنج نفر از ما. PR کارتهای ما بود. برای دو تا از بچهها هنوز صادر نشده و در...
در کمتر از یک دقیقه خو نمیشه فعلا 😉، اما در کمتر از یک ساعت اجرا میتوانیم. امتحان کنید.
این عکس را دوست و صاحب خانه ما، حبیب خان از اسلام آباد پاکستان روان کرده است. گیاه موچسب یا Parthenocissus است. در مدت دوسالی که در پاکستان بودیم، شرایط...
این روزها فکر میکنم آدم با این حجم از خاطرات خود چه باید بکند؟ اگر انسان چهل سال داشته باشد و تمام خاطرات تلخ و شیرین گذشتهاش را به یاد...
این دوست جدیدم است. اسمش آندرس است. جوانی از مکزیکو که دو سال میشود در ونکوور زندگی میکند. با این چرخ سیار، قهوههای دلچسب آماده میکند و میفروشد. یک سیستم...
گاهی از خودم میپرسم: رضا چه میکنی این همه عکس از دار و درخت میگیری؟ بیخیال بابا. راهت را برو و تماشا کن، تو که داری میبینی، دلیلی ندارد ترق...
در مدت دو سالی که در اسلام آباد پاکستان بودیم، این عکس مربوط روزهای آخر است. بعد از یک مدت انتظار بیهوده، تصمیم گرفتم به اعصابم مسلط باشم و در...
فردا، برای بار دوم میخواهم بروم به بوستان van dusen botanical garden. تازه که به ونکوور آمده بودیم، به دعوت یکی از دوستان، نخستین بار به این باغ زیبا آمده...