این روزها، ماههای اولی است که آمدیم ونکوور.
تو فکر کن تمام ونکوور، محوطه یک دانشگاه بزرگ باشد. و اکثر آدمهایش تحصیلکرده و درس خوانده و خودآموخته هستند. همیشه احساس میکنم اینجا تمامش دانشگاه است، و ما برای تحصیل آمدهایم. اگر چه بقیه میگویند فعلا ماه عسل شماست، فعلا حالش را ببرید و عشق کنید، باز بعدا کار و بار و تکس و مالیات و سایر موارد به خدمت شما خواهد رسید.
در چند خانهای که رفتم، در چند جلسهای که حضور داشتم، کتابخانه وجود داشت. کتابخانه حضور پررنگ داشت.
اینجا مردم خیلی زیاد کتاب میخوانند و با منابع آشنا هستند و دسترسی دارند.
کتابخانهها دکوری نبود. تک تک آن کتابها را خوانده بودند.
یک خوبی دیگری هم که دارد این است که به هر چیز فکر کنی، وجود دارد. در دسترس است.
به ستاره و تلسکوپ، به ماهیهای زیر دریا، به قارچها و صدفها، به ترانزیستورها و دیودها، به هر چیزی. دشت و بیابان اینجا را فعلا ندیدهام. مهم هم نیست. قبلا به اندازه کافی دشت و بیابان صاف و هموار دیدهام. دشتهایی پر از خربزه. با شبهای خنک.
آدم اینجا، اصلا در کف چیزی نمیماند. کافی است چیزی را تصور کنی، یک سرچ کوچولو در اینترنت بزنی و دست در جیب کنی و تصورات خود را به حقیقت تبدیل کنی.
مثلا هوس آکواریوم و ماهی میکنی، صد مشاور و هزار مدل ماهی پیش رویت است. ارزان ارزان. خدا نکند آدم در کابل هوس داشتن آکواریوم میکرد.
یادم میآید سالهای ۲۰۱۲، با راهنمایی یکی از دوستان، یک آکواریوم را از دکان شیشهبر، خریدم. با پایه و فیلتر و چراغ و یک بوتل خرد قطره آبی رنگ و دو سه تا ماهی قرمز و سیاه که نمیدانم گیاهخوار بود یا گوشتخوار، در مجموع شد ۱۲۵۰۰ افغانی.
حیران مانده بودم چطور به خانه بگویم که این چند شد؟
چون اولین سوالی که میکردند، کیفیت نبود، قیمت بود. چند شد؟
مجبور شدم دروغ بگویم و گفتم ۲۵۰۰ افغانی.
دیدم که فخریه دود کرد و در حالی که به سمت شهریار و شاهرخ که آن موقع هنوز یکساله هم نشده بودند و شبیه دو تا چوچه پیشک (بچه گربه) در خانه میخزیدند، نگاهی کرد و گفت: اولادهای مه کالا ندارند، دایپر ندارد، خوراک نیاز داریم، تو رفتی دو و نیم هزار را دادی ماهیخانه خریدی؟ تو عقل در سرت است یا نه؟
در دلم گفتم: خوب شد دروغ گفتم. اگر میفهمید ۱۲۵۰۰ پول بی زبان را دادم برای چهار تا ماهی، که حتما کارم به شفاخانه علی آباد میکشید.
ببینم عکس چی است. دوستان میگویند عکسهایت با نوشتههایت جور نیست. قصه ماهیخانه و آکواریوم را که گفتم خدمت شما تا بفهمید با یک آدم عاقل و بالغ طرف نیستید که همه کارش با هم همخوانی داشته باشد. صفحه را که باز میکنم، خودم هم نمیدانم آخرش چی خواهد شد.
آهان، طبق عکس اگر پیش بروم باید بگویم که:
در ونکوور، موقع کار و بار، حفظ ایمنی و safety خیلی مهم است. نه اینکه تنها برای نمایش باشد. واقعا رعایت میکنند.
ایمنی را حتی برای درختان هم در نظر دارند.
یعنی برای کار، نیاز نیست خود را به کشتن بدهیم. اما باید کار به نحو احسن انجام شود.
از وقتی به این خانه آمدهایم، خانه روبروی ما در حال ساخت و نوسازی بود. هر روز هم سر و صدای ماشین آلات مختلف میآید. کارگرهایش هم بیشتر هندی هستند و یک روز یک کارگر ایرانی هم همراهشان بود. فکر کنم برق کش بود. اعصاب نداشت و بلند بلند با تلفن با ایران صحبت میکرد. من داشتم برگهای روی چمنها را از حیاط جلویی جمع میکردم. پشت تلفن میگفت میایم ایران، میرویم محضر و از هم طلاق میگیریم. اما بزرگترها کسی خبر نشود که ما از هم جدا شدیم. هر کدام راه خود را میرویم. هر چی هم بخوای بهت میدم. به این نتیجه رسیدم ما به درد هم نمیخوریم.
در دلم گفتم بروم خانه و یک چاینک (قوری) چای و دو سه تا خرما و پیاله بیاورم، بشینیم با هم یک چای بخوریم، آرام بگیرد و شاید کمی نظرش را تغییر بدهد.
بعد با خودم گفتم: به تو چه؟ سر پیاز هستی یا ته پیاز. بگیر برگها را جمع کن.
در حال جمع کردن برگها بودم که چشمم به یک چاله در کنار همین درخت افتاد، البته علامت هشدار و خبردار زده بودند اطرافش تا کسی در چاله نیافتد. اما چیزی که جالب بود این بود که چنان دقیق و با مهارت چاله را کنده بودند که ریشههای سفید درخت کاملا پیدا بود و آسیب ندیده بود. انگار با فشار آب چاله را کنده باشند. بعد از اینکه کارشان با چاله تمام شد، فورا، دوباره با خاک مخصوص پر کردند و دوباره کود ريختند و تخم چمن کاشتند. چمنهای این روزها، سبز شده.
صنایع چوب در کانادا، از جمله صنایع پیشرفته است.
حرف can اول حرف canada است.
حرف van هم اول حرف vancouver است.
دامین کانادا هم .ca است و تا به حال بیش از سه میلیون دامین .ca ثبت شده است. در برابر ده هزار دامین .af که دو هزار تای آن را فقط ما ثبت کرده بودیم.
میخواهم چمن بکارم.
میخواهم آکواریوم بگیرم با ماهیهای چینی و ژاپنی.
میخواهم بونسای درست کنم.
ای خوش آن روز که نشینم بر لب حوض شراب


![🎉 It's my fan-iversary! I've been a top fan of VanDusen Botanical Garden since November 15, 2023. @[100064771598345:2048:VanDusen Botanical Garden]](https://pen.momtazhost.com/wp-content/uploads/2026/02/10239312730815507.jpg)
