این روزها، رنگمالی دارم. صاحب خانه، نیم تاکَو(زیر زمین) خانهی ما را که قبلا محل کار طب سوزنی بود را قرار است اجاره بدهد و بازسازی و ترمیم جریان دارد....
این روزها، رنگمالی دارم. صاحب خانه، نیم تاکَو(زیر زمین) خانهی ما را که قبلا محل کار طب سوزنی بود را قرار است اجاره بدهد و بازسازی و ترمیم جریان دارد....
این روزها، هوا سرد شده، بیشتر روزها، باران نم نم میبارد. بیشتر برگهای زرد و نارنجی درختان ریختهاند و سرشاخههای درختان، لق و لوج (لخت) شده. شاید این بار دهم...
اسلام آباد، سرسبز و گرم بود، خیلی گرم و تنوری و تفت کرده. شبیه سونای بخار، شبیه دوزخ، آنقدر سوزان، که اگر با پیراهن آستین کوتاه میگشتیم، دستهایمان زیر آفتاب...
ناوقت شب است. بیبی از خواب بیدار شده و در خانه میگردد، رفته آشپزخانه و تق تق صدای ظرفها میآید. بیدار شدم و به آشپزخانه رفتم و گفتم: بیبی، چی...
امروز نمیدانم چندم ماه عقرب و آبان است. اما امروز پنجشنبه بود. ۹ نوامبر ۲۰۲۳. خیلی وقت است که با تاریخ هجری شمسی و قمری کاری ندارم. دور محرم و...
اینجا مکتب اولادها، از ساعت ۹ صبح شروع میشه و تا ۲ الی ۴ بجه ادامه دارد. در ختم هر هفته، یک ایمیل اتوماتیک برای ما میآید که برنامه هفته...
این دستگاه Hydro Excavator است که با کمک فشار آب، در زمین چاله میکند. بدون اینکه به ریشههای درختان و کابلهای تلفن و برق و لولههای آب و فاضلاب آسیب...
دیروز خبر شدم در مهتاب قلعه کابل، انفجار شده، یک مینی بوس را انفجار دادند. آدمهای زیادی هم کشته و زخمی شدند. دیروز هر برگی که از درخت میریخت را...
دیشب برای اولین بار، انگلیسی خواب دیدم. دقیق یادم نیست جریان چی بود، اما یک چیزی شبیه خوابگاه پسران در دانشگاه بود که همه داشتند انگلیسی صحبت میکردند که تظاهرات...