دیروز اولادها را بردیم برای ثبت نام مدرسه یا school. اینجا یک طرحی وجود دارد به نام newcomer. در بخشهای مختلف جامعه، وقتی بفهمند newcomer یا نوآمدگی هستی، اول لبخند...
دیروز اولادها را بردیم برای ثبت نام مدرسه یا school. اینجا یک طرحی وجود دارد به نام newcomer. در بخشهای مختلف جامعه، وقتی بفهمند newcomer یا نوآمدگی هستی، اول لبخند...
راستش را بخواهید، اینجا در ونکوور، آنقدر زیبایی و مهربانی و احترام و ادب و چشم سیری میبینم که گاهی خجالت میکشم عکسی را از اینجا پست کنم یا حرفی...
امروز خودم به همراه دو پسرم، رفتیم برای ثبت نام در کتابخانه محل، public library گفتیم که ما نوآمدگی هستیم و میخواهیم اینجا نامنویسی کنیم. در ابتدا، یک خانم میانسال،...
خانههای ویلایی اینجا، تمامش از چوب است. درها، دیوارها، کف اتاقها، سقف، حتی سنگ دستشویی و ظرفشویی تشناب و آشپزخانه، در واقع چوب است با طرح و روکش سنگ. وقتی...
این گل شبیه گل گندنه(تره) و پیاز است. یعنی از همان خاندان است. گفته بودم دلم است یک کرت گندنه جور کنم. برای فستیوال بولانی. یک عالمه نوشتن در ذهنم...
دارم انگلیسی خود را تقویت میکنم. شما فکر کن بخواهی شاخه تنومند درختی را خم کنی، این حال زبان آموختن من است در این سن. نرمتر از شاخهی درخت بید...
دم دیگر بود، تازه از چرت بعد از چاشت بیدار شده بودم، شهریار گفت: پدر بیا برویم در پارک نزدیک خانه بازی کنیم. گفتم: نزدیک خانه پارک است؟ گفت: عا،...
یک بایسکل مستعمل خریدم. بلکُل مفت. گیر دار (دندهای) و سپورتی. کمی کهنه است و خوبیاش این است که لاف زده میتوانم که بایسکل سوار کهنه کاری هستم. اگر چه...
این فضای پشت یکی از خانههای اینجا است. در واقع پشت حویلی، گاراژ Garage است. لب سرک، بدون در و دیوار و دروازه. اینجا فهمیدم به آشغالی که در خانه...