این فضای پشت یکی از خانههای اینجا است.
در واقع پشت حویلی، گاراژ Garage است. لب سرک، بدون در و دیوار و دروازه.
اینجا فهمیدم به آشغالی که در خانه تولید میشود میگویند garbage. اما گاربیج، به معنی واقعی اینجا طلاست و آشغال نیست.
در تصویر کمی خرد دیده میشه، اما آن سطل کلان، برابر قد خودم است. یعنی مرا هم داخلش بندازید جای میشوم.
این سطلهای کلان را برای مدیریت گاربیج از مبدا تولید استفاده میکنند.
آن که از همه کلانتر است ، برای بقایای شاخ و برگ درختان و سبزه و چمن، استفاده میشود، بعدیش، برای باقیمانده مواد غذایی و چیزی که در آشپزخانه از پوست پیاز و سیب و کچالو گرفته تا استخوان ران مرغ و جمجمه کله پایچه، استفاده میشود.
آن آبی رنگش، برای بازیافت بوتلهای شیشهای الکل و خیارشور و زیتون است. او خردترک هم برای قوطیگکهای فلزی است.
یک ساعت طول کشید تا این موضوع را برایم یاد دادند و به اهمیت مدیریت آن مرا واقف ساختند. اگر نه من از روز اول، همه چی را درهم و برهم داخل یک سطل انداخته بودم و وقتی موتر مخصوص آشغالی آمد و آشغال همه را برد به غیر از خانهی ما، تازه فهمیدم که گپ به همین مفتی نیست.
اینجا اگر آشغال خانهی خود را Organise نکنیم، بی فرهنگ گفته میشویم، چه برسد به باقی مسائل.
اینجا آشغال، در حکم طلا است.
قبل از هر کاری، باید به فکر Organise کردن گاربیج آن بود، اگر نه آن کار موفق نمیباشد.
شاید از همین خاطر است که اینجا کم اولاد میآورند. شاید حتی اولاد را گاربیج اصلی در فلسفهی عشق و زندگی فکر میکنند.
مچم، همین فکرها را میکنم و هنوز گیجم. تا یک کمی انگلیسی را بیشتر یاد بگیرم و بشینم پای صحبت یگان پیر و فرزانه اینجا، تا کمی روشنم بسازد.
هیچکدامشان هم خود را پیر فکر نمیکنند. هفتاد سالههای اینجا، ادعای جوانی و مستی و سلامتی دارند و واقعا هم سلامت و شاداب و جوان و سر حال هستند.


![🎉 It's my fan-iversary! I've been a top fan of VanDusen Botanical Garden since November 15, 2023. @[100064771598345:2048:VanDusen Botanical Garden]](https://pen.momtazhost.com/wp-content/uploads/2026/02/10239312730815507.jpg)
