امروز خودم به همراه دو پسرم، رفتیم برای ثبت نام در کتابخا…

امروز خودم به همراه دو پسرم، رفتیم برای ثبت نام در کتابخانه محل، public library

گفتیم که ما نوآمدگی هستیم و می‌خواهیم اینجا نام‌نویسی کنیم.

در ابتدا، یک خانم میانسال، با قواره جاپانی، بسیار به گرمی و لبخند و انگلیسی خیلی آرام و شمرده شمرده، با ما صحبت کرد. و اسناد لازم را بررسی کرد و یادداشت گرفت.

بعد، یک خانم سفید مسن و باریک و خوش تیپ، از روی یادداشت همکار قبلی، اطلاعات را وارد کامپیوتر کرد و هر جا نسبت به spelling نام و ایمیل سوال داشت، صفحه مانیتور را به سمت ما میچرخاند و به نرمی میگفت که: آیا درست نوشتم؟ و من هم میگفتم: yes. Of course.

شهریار و شاهرخ، را دیدم که قلم‌های توش (ماژیک) رنگارنگ را ورداشته‌اند و در حال رسامی بر روی یک ورق کلان هستند که مخصوص این کار آنجا به دیوار نصب کرده بودند.

هر بار که صفحه مانیتور را نگاه میکردم، به یاد دیزاین فرمها در Microsoft Access می‌افتادم.

بعد از آن یک دختر جوان دیگه، آمد و کارتهای PVC بارکددار مخصوص کتابخانه را برایم داد و بعضی قوانین را برایم تشریح می‌کرد. خیلی با لبخند و ملایمت و با انرژی صحبت می‌کرد. چندین بار، احساس کردم در داخل صحنه‌های سریال‌های خارجی هستم. همه چیز واقعی و 4k به نظر می‌رسید. آخرین باری که اینگونه تحویل گرفته شده بودم، یکی در دوران دبیرستان، در کتابخانه‌های شهر سالم تهران بود. بعد موقع ثبت نام در دانشگاه تهران و دانشکده کشاورزی، در افغانستان هم موقعی که در بانک AIB حساب باز میکردم، و موقعی که در شرکت خودمان بودم.

به شاهرخ گفتم: ببینید چطور تحویل میگیرند؟

دوتا بچه هم گفتند با این همه تکس و مالیاتی که میگیرند، بد کنند که تحویل نگیرند و من دهانم باز ماند.

فکر کنم بچه‌ها، از طولانی شدن مکالمه بین من و آن دختر، ناراحت بودند و احساس خطر می‌کردند. معلوم بود سوالاتی را که می‌پرسیدم بیشتر بخاطر کش‌دار شدن صحبت بود، اگر نه جوابها، برای هر کسی واضح بود.

به بچه‌ها گفتم قبلا به چنین کتابخانه‌ای آمدید؟

گفتند: آره، در گیم روبلوکس Roblox از این بهترهایش را دیده‌ایم.

خدا آخر و عاقبت مرا بخیر کند با این وضعیت انگلیسی و مکالمه، اما امروز اعتماد به نفسم بالا رفت.

اگر چه در speaking هنوز روان نشده‌ام، اما زبان بدنم خوب است. برای یک انگلیسی زبان، یک جوک دست اول تعریف کردم، از خنده خودش را جمع نمی‌توانست.

این نشان می‌دهد چندان هم نابلد نیستم.

من می‌توانم، من میتوانم، من می‌توانم..

Add a comment

*Please complete all fields correctly

Related Blogs

#better_Afghanistan
🎉 It's my fan-iversary! I've been a top fan of VanDusen Botanical Garden since November 15, 2023. @[100064771598345:2048:VanDusen Botanical Garden]
خاصیت برگ دارد آدمی،