Blog

یکبار هوس کردم لبهای خود را سرخ کنم. نمیدانم چی شد، از رنگ و بوی ماتیک (لب سیرین)خوشم آمد. لعنتی یک جور دلکشی سرخ بود. لب‌هایم را سرخ کردم و خودم را در آینه دیدم. افسوس خوردم که چرا تا به حال پسر بوده‌ام و اگر دختر می‌بودم شهرآشوبی میشدم. بعد فکر کردم خدا را شکر که در این جهان سوم، دختر نبوده‌‌ام، اگر نه دهنم سرویس می‌شد. اگر خداوند تنها یک لطف در حق من کرده، همین بوده که مرا دختر نیافریده. آن هم به این خوشگلی. بعد فکر کردم چرا تعیین جنسیت را خداوند ماژولار قرار نداده، دل آدم که چی باشد در پیش رویت، بِکَن دیگه شه بان، بیغم و پاکیزه. آنروز در خبرها خواندم استیو جابز دوست داشتنی من، یک زمانی در سال‌های دور تمام امتیاز تولید و ساخت یک شرکت لوازم آرایشی زنانه را در فرانسه خریده است. اینکه یک شرکت تکنالوژی، بیاید و شرکت دیزاین و تولید لوازم آرایشی زنانه را بخرد، تنها وقتی به عقل آدم می‌رسد که ساقی خوب باشد و جنس اعلا. بعد همین جناب جابز، موقع مصاحبه از تک تک افراد پرسان میکرده که تا حالا لذت سکس را تجربه کرده‌اید تا خیر؟ حتی اگر بهترین برنامه نویس هم بوده باشند اما در این زمینه تجربه ناب نداشته‌اند، قبولشان نمی‌کرد. بعد خودتان بهتر می‌دانید از ترکیب آن دیزاینها و این افراد، محصولاتی را ایجاد کرد که پیشرو، جذاب و سکسی و هنرمندانه است. تنها کسی می‌تواند کدهای سکسی و خفن بنویسد یا محصول سکسی و خفن تولید کند که با تک تک سلول‌های بدن‌اش، ارگاسم را تجربه کرده باشد. و وقتی دیگران آن کد را و نتیجه کار را می‌بینند هم از خوشی، به درجه رفیع ارگاسم برسند. خلاقیت و خوشبختی آن دورها نیست، گاهی لازم است خوبتر به چشمهای دلبرت خیره شوی و بگویی دوستت دارم، ببوسی‌اش و بعد ببینی که همین یک جمله چه آشوب دل‌انگیزی به پا می‌کند. صد البته مسواک ضرور است. دوستتان دارم.
Posted by atiq | دسامبر 15, 2021
یکبار هوس کردم لبهای خود را سرخ کنم.

یکبار هوس کردم لبهای خود را سرخ کنم. نمیدانم چی شد، از رنگ و بوی ماتیک (لب سیرین)خوشم آمد. لعنتی یک جور دلکشی سرخ بود. لب‌هایم را سرخ کردم و...

#better_Afghanistan
Posted by atiq | دسامبر 15, 2021
صبح بخیر افغانستان

صبح بخیر افغانستان Good morning Afghanistan یک استراتژی جنگی را از دوست خوبم جناب دکتر یعقوبی یاد گرفتم. گفت: اول سعی کن زنده بمانی، دوم سعی کن زمان و مکان...

Good morning Afghanistan صبح بخیر افغانستان
Posted by atiq | دسامبر 14, 2021
Good morning Afghanistan

Good morning Afghanistan صبح بخیر افغانستان از آن زمان که آرزو، چو نقشی از سراب شد تمام جستجوی دل، سوال بی جواب شد.... چند تا گلدان سفالی خیلی کوچک خریدم،...

#better_Afghanistan
Posted by atiq | دسامبر 13, 2021
بذرهای محبت و دوستی، جوانه می‌زنند.

بذرهای محبت و دوستی، جوانه می‌زنند.

نرخ بوسه چند شده دوستان؟ همدیگر را دوست داشته باشیم و غمخواری همدیگر را کنیم. در وقت تنگدستی، در عیش کوش و مستی کاین کیمیای هستی قارون کند گدا را نوازشها و محبتهای کوچک و نگاه‌های مهربان را از همدیگر دریغ نکنیم و گرما بخش دستهای سرد همدیگر باشیم. دوستتان دارم. دوستتان دارم، دوستتان دارم.
Posted by atiq | دسامبر 13, 2021
نرخ بوسه چند شده دوستان؟

نرخ بوسه چند شده دوستان؟ همدیگر را دوست داشته باشیم و غمخواری همدیگر را کنیم. در وقت تنگدستی، در عیش کوش و مستی کاین کیمیای هستی قارون کند گدا را...

بار اولی که زیتون خوردم، خیلی خوشم نیامد، بار اولی که ماءالشعیر خوردم، به زور قورت کردم. بار اولی که ناشپتی خوردم، هم. یا بار اولی که پاپایا خوردم فکر کردم لاستیک و لابر می‌خورم. اما، امروز زیتون و ماءالشعیر یکی از چیزهایی هستند که همیشه در کوهنوردی همرایم می‌برم. سبزیها و میوه‌های مناطق گرمسیر، طبع و خاصیت خود را دارند. گریپ فروت، کیله، آناناس، پاپایا، مالته، گواوا، چیکو، مُمپَلی (بادام زمینی)، کچالو (سیب زمینی)، رنگارنگ میوه ها و سبزی‌ها که قبلا فقط در کتاب‌ها عکس‌اش را دیده بودم. بوی و عطر و طعم و مزه که جای خود دارد. سینگالی که پوست سیاه دارد و داخلش، شبیه قلب سفید رنگ دانه دارد که مخصوص شب جمعه است. مه امتحان کردم. فوق العاده است. هوا خوشگوار و زمین پر نگار. آسمان صاف و زمین نرم. خوی و اخلاق آدمها ازو (از آن)کرده نرم‌تر. دست به دست من بده، پا به پای من بیا بگو امروز مال عشق، بگو فردا مال ما
Posted by atiq | دسامبر 12, 2021
بار اولی که زیتون خوردم، خیلی خوشم نیامد،

بار اولی که زیتون خوردم، خیلی خوشم نیامد، بار اولی که ماءالشعیر خوردم، به زور قورت کردم. بار اولی که ناشپتی خوردم، هم. یا بار اولی که پاپایا خوردم فکر...

#better_Afghanistan
Posted by atiq | دسامبر 7, 2021
Good morning Afghanistan

Good morning Afghanistan صبح بخیر افغانستان 🔗 https://bit.ly/31A97B9

امروز موقع پیاده‌گشتی، دلم‌ گرفت، یک کم گریه کردم، سبک شدم، دم شام هوا سرد شد، پیشاب فشار آورد، رفتم در یک پارک، یک جای گوشه، پای بوته‌های انبوه و درهم تنیده، شاشیدم، بیشتر سبک شدم. بعد پیش خودم فکر کردم چند قطره اشک چیزی نیست در برابر عظمت شاشیدن. در همین فکرها بودم که ناگهان یک بچه و دختر نوجوانک، وارخطا (هراسان) از پشت بوته‌ها برآمدند و فرار کردند، مثل پشک (گربه) که ترسیده باشند می‌گریختند. هم ناراحت بودم که چرا ناخواسته خلوت آنها را به هم زدم، هم شدیدا خنده‌ام گرفته بود.... یاد دیوانگی‌های خودم افتادم. یک قصه بیش نیست غم عشق و این عجب .... خدایا مرا ببخش. شما بگویید نه. پ.ن: اسم این گلهای زرد و سرخ و نارنجی، لادن است. در کابل هم حتما دیدید.
Posted by atiq | دسامبر 6, 2021
امروز موقع پیاده‌گشتی، دلم‌ گرفت، یک کم گریه کردم، سبک شدم،

امروز موقع پیاده‌گشتی، دلم‌ گرفت، یک کم گریه کردم، سبک شدم، دم شام هوا سرد شد، پیشاب فشار آورد، رفتم در یک پارک، یک جای گوشه، پای بوته‌های انبوه و...

شنیده بودم که در جهان، هفت جهنم و هشت بهشت وجود دارد. دینه روز فهمیدم اگر از هفت جهنم با موفقیت عبور کنیم، یاد میگیریم چطور دلخواه‌ترین بهشت خود را که هشتمین بهشت می‌شود، بسازیم. لابد می‌پرسید آن هفت بهشت دیگر کجاست؟ به پشت سر خود و به آن پایین نگاه کنید، همه‌ی آن هفت جهنم از اینجا، بهشت دیده می‌شود. اینم به خاطر گل روی برنامه‌نویس ریزبین و کاردرست و دوست داشتنی Reza Saberi بخیر از هفت بگذرید و بگویید ۸.
Posted by atiq | دسامبر 5, 2021
شنیده بودم که در جهان، هفت جهنم و هشت بهشت وجود دارد.

شنیده بودم که در جهان، هفت جهنم و هشت بهشت وجود دارد. دینه روز فهمیدم اگر از هفت جهنم با موفقیت عبور کنیم، یاد میگیریم چطور دلخواه‌ترین بهشت خود را...

هیچ عاشقی، عاشقی را یاد نگرفته از کتاب. کتاب‌ها خوب است وقتی میخوانی، اما در موقع عمل، باگ پیدا میشود‌. چرا که اجرا، زمان و مکان و روحیه مناسب نیاز دارد. فکر کن گفته سفر رفتن خوب است. سفر میروی، اما در راه، موتر پنجر میشود‌. تیر اِشتَبنی (زاپاس) هم پنجر است. در کتاب گفته بود سفر برو، اما نگفته بود اگر دریور تیر اشتبنی نداشت چطور کنی؛ زندگی خیلی شبیه درایوینگ diving 🚗 و پینتینگ 🖼 painting است. موقع خواب آلودگی، واقعیت و تخیل، خیلی قشنگ با هم مخلوط میشود، با چشمان خواب‌آلود در شب رانندگی کردید؟ با چشمان خواب آلود، چیزی را رسم کردید؟ تا حالا کسی را موقع خواب، خوب تجسم کردید؟ 😉 در اخیر یک شعر پر از شش ۶ بگویم برایتان: ۶۶۶ سه تا شیش داره، بقالی سر کوچه کیشمیش داره، حاجی که از مکه میاد، ریش داره، بچه که از خواب پا میشه، جیش داره هر آدمی چند تا قوم و خویش داره کارهای آدما پس و پیش داره هر آدمی که گاهی تشویش داره هر استارتی آخرش فینیش داره ۶۶۶ چند تا شیش داره؟ شما امروز به خاطر گل روی من بگویید ۶. 🙂
Posted by atiq | دسامبر 5, 2021
هیچ عاشقی، عاشقی را یاد نگرفته از کتاب.

هیچ عاشقی، عاشقی را یاد نگرفته از کتاب. کتاب‌ها خوب است وقتی میخوانی، اما در موقع عمل، باگ پیدا میشود‌. چرا که اجرا، زمان و مکان و روحیه مناسب نیاز...

دویدن را دوست دارم. باعث می‌شود ذهن از بند فکرهای بیخود آزاد شود و کمی هوا بخورد. خود آدم هم زیر آب و عرق میشه. خوبه در مسیر حرکت، کله آدم یگان وقت باد بخورد و رفیقهای جدید پیدا کند. مخصوصا اگر در کار بایسکل دواندن باشند و خانه از خود داشته باشند. شال و کلاه را از گرد کله پس کردم. چند تار موی که داشتم را در باد رها کردم... لیسانس میسانس را هم بیخیال شدم. در وسط میدان درآمدم. بر علاوه کدنویسی و دوش، تمرین رقص را هم شروع میکنم. مزه میته... مزه صدای موزیک خیلی بلند است. ما چند نفریم الان؟ شما بگویید شش.
Posted by atiq | دسامبر 4, 2021
دویدن را دوست دارم. باعث می‌شود ذهن از بند فکرهای بیخود آ…

دویدن را دوست دارم. باعث می‌شود ذهن از بند فکرهای بیخود آزاد شود و کمی هوا بخورد. خود آدم هم زیر آب و عرق میشه. خوبه در مسیر حرکت، کله...

دیروز پیاده‌روی کردم، حدود ۱۷ کیلومتر. آخرای کار از پای افتاده بودم. فکر کنم در یک روز این بیشترین مسافتی بوده که پیاده راه رفته باشم. نه راستی، یکبار هم قاچاق رفتیم زیارت کربلا، از مرز مهران، بعد از سقوط صدام. آنجا هم زیاد پیاده گشتیم. بار اول عسکر آمریکایی و خلته‌های غذای جالب آنها را آنجا دیدم. در طول مسیر، به یک فابریکه چوب‌بری سَر خوردم. بوی چوب، بوی خوبی دارد. رفتم یک مشت بوره اره(خاک چوب) را گرفتم و بوی کردم. بوی خانه نو، بوی مکتب نو، بوی درخت ناجوی تنومندی که ۳۵ سال قبل یک روز اوایل بهار، کوکَه(میخ کوچک)بر تنه‌اش کوبیدیم. کوکَه‌هایی که از تندور مادرکلان کشیده بودیم. چوب‌بُرها و نجارها، معمولا از نظر انگشت‌تان دست کمبود دارند. این در همه جا تا به حال صدق می‌کند. مگر اینکه خلافش ثابت شود. ۴۰ سالگی فقط یک عدد نیست، دنیای درگیری و امید و حسرت و شوق و ترجبه! است. میخواهم برعلاوه مسابقه کودینگ، در یک مسابقه ماراتون دَوِش هم شرکت کنم. سر از هفته نو، آهسته آهسته دویدن را شروع می‌کنم. من چقدر شوق دویدن دارم؟ شما بگویید پنج. سوشیال مدیا، قاتل زمان است، کافی است ورزش کنید تا متوجه حرفم شوید.
Posted by atiq | دسامبر 3, 2021
دیروز پیاده‌روی کردم، حدود ۱۷ کیلومتر. آخرای کار از پای ا…

دیروز پیاده‌روی کردم، حدود ۱۷ کیلومتر. آخرای کار از پای افتاده بودم. فکر کنم در یک روز این بیشترین مسافتی بوده که پیاده راه رفته باشم. نه راستی، یکبار هم...

به عکس با ریشم نگاه می‌کردم، چندان ریشی هم که نبود، اما واقعا ریش آدم را خشن میکند، چندین شیطان می‌تواند زیر ریش پنهان شود. مردها خیلی ضعیف هستند، هر غلطی که کنند، چون بین پایشان، چند گرم گوشت لَکَتَو است، به همو حواله می‌کنند و اشکال ندارد. خَر خَسی شده دیدید؟ تخمهایش را از کار می‌اندازند تا هورمون کمتر ترشح شود و کمتر مستی کند و بیشتر سرش به کارش باشد. خدا از آدم‌های خسی شده نشان ندهد، ده چند مردهای نرمال، از خود در ظاهر مستی و خرمستی نشان می‌دهند، چرا؟ چون می‌خواهند آن کمبود را لاپوشانی کنند. خسی بودن هم می‌تواند آدم را خشن میکند. کم‌زوری و ناتوانی، مخصوصا از لحاظ اقتصادی، خیلی روی اخلاق تخمی مردان تاثیر دارد. اگر و تنها اگر چند تا زن دیگه مثل آنگلا نرکل، در دنیا می‌بود.... شما بگویید چهار...
Posted by atiq | دسامبر 2, 2021
به عکس با ریشم نگاه می‌کردم، چندان ریشی هم که نبود،

به عکس با ریشم نگاه می‌کردم، چندان ریشی هم که نبود، اما واقعا ریش آدم را خشن میکند، چندین شیطان می‌تواند زیر ریش پنهان شود. مردها خیلی ضعیف هستند، هر...

آب خوردم، یکی از بهترین چیزهایی که این روزها حالم را خوب میکند، نوشیدن آب است. خیلی بد است چیزهایی را که ما آرزویش را داریم، برای دیگران سالهاست که خاطره شده. مثل همین دیوار سبز که در عکس می‌بینید، مثل بسیاری خوراکی‌ها و مد و فیشن در رفتار و گفتار. مثل همین چیزهایی که من می‌نویسم. اینها راهها و جاهای بکر و دست نخورده نیست، قبلا کسانی بوده‌اند که از این کوچه ها عبور کرده‌اند، تکراری است. اما خب، خودم را دلداری می‌دهم که مشکلی نیست، من برای خودم دارم تمرین میکنم. همه باید همین حرکت‌ها را اجرا کنند تا ورزیده شوند. شاید من هم چیزهایی دارم که برای دیگران آرزوست. زمانه ، پندی آزادوار داد مرا زمانه، چون نگری، سربه‌سر همه پند است به روز نیک کسان، گفت: تا تو غم نخوری بسا کسا! که به روز تو آرزومند است زمانه گفت مرا: خشم خویش دار نگاه کرا زبان نه به بندست، پای دربند است صبکی،از کنار یک مکتب گذشتم، همه پدر و مادرها، اولادهایشان را می‌رساندند تا دم دروازه مکتب و می‌رفتند پشت کارشان، تکرار همین یک حرکت، خیلی حرف نهفته دارد، گاهی خط میزنم و از سر خط شروع میکنم. شارژ موبایل و پیسه جیبم کم مانده، خدا کم ما را زیاد کند، شما بگویید سه.
Posted by atiq | دسامبر 1, 2021
آب خوردم، یکی از بهترین چیزهایی که این روزها حالم را خوب …

آب خوردم، یکی از بهترین چیزهایی که این روزها حالم را خوب میکند، نوشیدن آب است. خیلی بد است چیزهایی را که ما آرزویش را داریم، برای دیگران سالهاست که...

Good morning Afghanistan صبح بخیر افغانستان از نظر مادرم، گل یعنی گل گلاب، بقیه گلها علف هستند!!! یک روز گفت: یکی، گلِ گلاب، گُل است یکی اولادای تو، پشت دیگه گلها نگرد بچم....
Posted by atiq | نوامبر 30, 2021
Good morning Afghanistan

Good morning Afghanistan صبح بخیر افغانستان از نظر مادرم، گل یعنی گل گلاب، بقیه گلها علف هستند!!! یک روز گفت: یکی، گلِ گلاب، گُل است یکی اولادای تو، پشت دیگه...