atiq

Posted by | آوریل 17, 2023
این مسیر خلوت و دنج را خیلی دوست دارم.

این مسیر خلوت و دنج را خیلی دوست دارم. نسیم خنکی را که صبحهای زود، از لابلای بوته‌های شبنم زده و برگهای درختان رد میشود و به پوست صورتم می‌خورد...

Continue Reading
فرزندانم این روزها امتحان دارند و خوشبختانه به خاطر کمک به سپری کردن امتحانات آنها، چند روز است درگیر مباحث ریاضیات طبیعی هستم. اینکه چطور عدد پی کشف شد. عدد نپر چیست و لگاریتم و ماتریسها چه کاربردی دارند. فهم دوباره ‌و بهتر این مسایل، چیزی است که در برنامه نویسی هم کم و بیش کمکم میکند. قبل از اینکه دست به کد ببرم، باید کلیت مسأله در ذهنم قابل حل باشد. موضوعات و کتابهایی را که سی سال قبل خوانده بودیم، امروز رنگ و روی دیگری دارند. آنزمان هر چه به مغزم فشار می‌آوردم که دیگر چه چیزی باقی مانده که باید اختراع و کشف شود، هیچ چیزی به فکرم نمی‌آمد. تلویزیون و رادیو بود، یخچال بود، مجله بود، ماشین بود، دوچرخه و چرخ خیاطی هم بود. اما حالا که می‌بینم، به لطف شبکه و نتورک و اینترنت، ماهیت که نه اما طرز عمل این وسایل تغییر کرده است. نامه‌ی مجنون به حضور لیلی، میرسه اینترنتی و ایمیلی موضوع هوشمندی و روباتها، موضوع مهارت در ارتباطات و شبکه‌های کامپیوتری و انسانی، در آینده به شدت میتواند زندگی امروز ما را متحول کند. این روزها، به جای بالا بردن مدل گوشی و سرعت WiFi، دارم روی کیفیت ارتباطات و به اشتراک‌ گزاری داستانها، میان خودم و خانواده‌ام کار میکنم. جای دوری نمی‌روم. دنیای فرزندانم، زیباتر است. دو سال قرنطین و کرونا و یکسال و نیم مهاجرت، فرصتی شده تا داشته‌ها ‌و دستاوردها و کمبودهایم را بازنگری کنم. بدتر از کرونا، این مهاجرت دوباره برای من، بسیار سخت گذشت، اما گذشت و شادم که آن آدم سابق نیستم. این روزها که میگذرند، شادم... شادم که این روزها میگذرند... دارم مسایلی مانند مورگیج، اینوست، اینترست و لوریج را برای خودم بلغور میکنم. آرام‌تر، پیرتر، پخته‌تر، شادتر و سرِحالترم و در دل عطر و بوی گلهای زندگیم، غرق میشوم. شاید کم کردن از فکرها و خیال‌های خام خود را دلیل پختگی بدانم. اما من دوست دارم آن همه خامی خیالاتم را بزنم به سیخ و کباب کنم تا جِلِز و وِلِز کنند و بزنم بر بدن. نمیخواهم بیخیالشان شوم. من دوست دارم واقعا به پختگی برسم. با عطر و بوی ریحان و کباب، کباب و نوشابه!! گور مرده بچه حاکم.
Posted by | آوریل 16, 2023
فرزندانم این روزها امتحان دارند و خوشبختانه به خاطر کمک ب…

فرزندانم این روزها امتحان دارند و خوشبختانه به خاطر کمک به سپری کردن امتحانات آنها، چند روز است درگیر مباحث ریاضیات طبیعی هستم. اینکه چطور عدد پی کشف شد. عدد...

Continue Reading
Posted by | آوریل 13, 2023
چند تار موی قاش‌(ابرو) هایم دراز شده بود، خیلی دراز که بخ…

چند تار موی قاش‌(ابرو) هایم دراز شده بود، خیلی دراز که بخی (از بیخ) بد معلوم میشد و امروز مجبور قیچی شان کردم. دلم است یک روز سرمه به چشمهایم...

Continue Reading
جزییات، همه چیز است. آموختن، از گل صبح شروع است. ای خدا هاردِ دلم، فُرمَت نما از غم و غصه مرا راحت نما. تمام اندوخته‌ها و آموخته‌ها را دور ریختم. صفر و فرمت شده و بدون پارتیشن، از اول شروع کردم به یادگیری. همراه جوان‌های خانه، کار خانگی مکتب شان را کار میکنم. اولادها، خیلی تعجب میکنند که پدر و مادرشان، چطور اینقدر در ریاضی و کیمیا (شیمی) خوب هستند. آنها فکر میکنند دنیا از زمان تولد آنها شروع شده و جان گرفته و قبل از آن ما هم از جمله جمادات بودیم. خبر ندارند که این سخت پوستِ خشک دماغِ سگ نَمور، قبلاً دو دوره پوست انداخته‌ تا خودش را از دنیای جمادات جدا کند و متاهل شود. یک دسته بیل نتراشیده و نخراشیده را هم از پیش نجار گرفتم و هر روز دستهای خود را به آن مالیده راهی استم. میخواهم به جای اسکرول در صفحات مجازی، آواز بخوانم و دسته بیل را با دست، صیقل بدهم. به یاد قدیم ندیم ها. یک تولّه(فلوت) هم با نَی بامبو جور کردم و در شاخ بایسکل‌ آویزان کردم. هر زمان که گوشه‌ی خلوت و سایه‌ی درخت و لبِ آب روانی پیدا میکنم، پیاده میشوم و برای دل خود پوف پوف میکنم داخلش تا ببینم چه وقت میشود آوای دوست را از درون آن بشنوم... بروم برای بچه‌های دبستان صبحانه آماده کنم.... جزییات همه چیز است. آموختن از گل صبح شروع است... سر راهت بشینم خسته خسته، گل ریحان بچینم دسته دسته کمر باریک. آخ.
Posted by | آوریل 12, 2023
جزییات، همه چیز است.

جزییات، همه چیز است. آموختن، از گل صبح شروع است. ای خدا هاردِ دلم، فُرمَت نما از غم و غصه مرا راحت نما. تمام اندوخته‌ها و آموخته‌ها را دور ریختم....

Continue Reading
با احترام به جامعه خبری و رسانه‌ای، اما خیلی وقت است خبرهای افغانستان را از آدرسهای بولد شده و مشخص، دنبال نمیکنم. حتی خبرهای خوب‌اش را، چه برسد به خبرهای ساختگی و مزخرف‌ از فقر و فلاکت‌اش. هر بار که به کف دستم با پنج انگشت‌اش نگاه میکنم، به خودم می‌گویم: رضا، دنیای تو همین کف دست است. اختیارش را داری و حالش را ببر. با دست و کِلکهایت بنویس و کُد بزن! چه می‌کنی مالک چیزی باشی که اختیاری در آن نداری؟ یک فکاهی بود یا واقعا گزارش بود که خبرنگار از نفر پرسید خود را معرفی کنید. نفر میگه: بنده کریم کریم زاده، کارمند کارخانه کمپوت سازی کرج هستم. در بخش کندن کاغذهای کمپوت کار میکنم. حالا ما هم طبق روال گذشته، در حال کار و کُد نویسی برای سیستم‌های آموزشی مدرن هستیم. همچنان در جهت ارایه خدمات backup عکسها و فیلمها، با کمک هوش مصنوعی کار میکنیم و به دوستان در دهکده‌ی جهانی، خدمات میدهیم. به قول دوستان از #کود و زراعت به #کُد و کامپیوتر وصل شدیم. آخر و عاقبت ما چی خواهد شد 😃. از دیدن این کاکتوس‌ام که مار شکل‌ است و بعد از دو سال گل داده، خَرکیف هستم. گل سرخ را داشته باش....
Posted by | آوریل 11, 2023
با احترام به جامعه خبری و رسانه‌ای،

با احترام به جامعه خبری و رسانه‌ای، اما خیلی وقت است خبرهای افغانستان را از آدرسهای بولد شده و مشخص، دنبال نمیکنم. حتی خبرهای خوب‌اش را، چه برسد به خبرهای...

Continue Reading
من اگر غم نان نداشته باشم و بدانم کسی در چهار اطرافم در مرگ نیست، در هر بهار، با کلمات ازدواج میکنم و سوار بر بال پرنده‌‌ی کلمه چِرس(cheers) و چَرس(حشیش) را با هم از نزدیک، به ترکیب می‌زنم ... و چَرت و پَرت می‌بافم... از آن نوع و بُعدِ سوم‌اش که کنترل‌اش از مدار خارج شده باشد افسار گسیخته و رها و هراسان و وحشی، در لابلای گل‌برگ‌های گل سرخی، چون ذره به خورشید می‌رسم! لعنتی، کجایی که نیستی؟
Posted by | آوریل 10, 2023
من اگر غم نان نداشته باشم

من اگر غم نان نداشته باشم و بدانم کسی در چهار اطرافم در مرگ نیست، در هر بهار، با کلمات ازدواج میکنم و سوار بر بال پرنده‌‌ی کلمه چِرس(cheers) و...

Continue Reading
Posted by | آوریل 9, 2023
گلدان‌ها را آب بدیم، سلام همسایه را جواب بدیم…

گلدان‌ها را آب بدیم، سلام همسایه را جواب بدیم...

Continue Reading
Posted by | آوریل 9, 2023
تنها جایی در زندگی که واقعا جنسیت ( نر و مادگی) را فراموش…

تنها جایی در زندگی که واقعا جنسیت ( نر و مادگی) را فراموش می‌کردم، یکی دانشگاه و یکی دکان سبزی فروشی پدرم بود. چند روز قبل در بازار خیاطهای زنانه...

Continue Reading
Posted by | آوریل 8, 2023
درو از دلتان، بولانی گندنه (تره) جور کردیم. گندنه‌هایی که…

درو از دلتان، بولانی گندنه (تره) جور کردیم. گندنه‌هایی که خودمان از زمین چیدیم. در افغانستان که نشد، مگم دوست دارم خارج که رفتم، یک باغ انگور و آلو گیلاس...

Continue Reading
یک و نیم سال است از همه چی دور و بیغم استم. دیق شدم پشت شرکت در یگان عروسی و محفل و مجلس و دیدن جمعیت زیاد. از بس که سکوت و سکوت است، دلم در حال ترقیدن است. خدا رفتگان همه ما و شما را بیامرزد، در کابل که بودیم، اگر کدام جمعه مراسم ختم قرآن و فاتحه نبود، باقی کارها و تفریحات را پلان میکردیم. چرا که اولویت اصلی برای پدر خانواده، اشتراک در مجالس قومی و مردمی بود. مخصوصا در زمستان‌ها که پیرها و بزرگان، بیشتر می‌مردند. یکی از بهانه‌های خوب که سر زبان هر کسی بود، این بود که می‌گفت: یک جنازه شده بود و بخشش باشد که دیر کردم. یادم است یکبار کار وب سایت مشتری بخاطر سرعت اینترنت و پَرچَوی(قطعی)برق دیر شده بود. به همکار ما زنگ زده بودند که چی شد؟ همکار ما هم گفته بود که برق نبود اینترنت نبود، کارها دیر شده. من ناراحت شدم که چرا اینطور گفتید؟ همه جا اگر برق و اینترنت ندارند ما باید داشته باشیم. کار ما کار اینترنت و برق است. می‌گفتید یک جنازه شده بود و مراسم فاتحه بود، نشد که کارها را به موقع تحویل بدهیم. آقا جان، این گپ همان و فوت حاجی خسورم (پدر زن) فردای آن روز همان. اصلا دهانم به کارها و قدرت خدا، باز مانده بود و بعد از آن تصمیم گرفتیم همیشه در برابر مشتری، راستش را بگوییم. اگر برق نبود یا اینترنت قطع بود، بهانه دیگری نیاوریم که این خدای کابل، با ما نیمچه ایرانی‌گکها شوخی ندارد.
Posted by | آوریل 8, 2023
یک و نیم سال است از همه چی دور و بیغم استم.

یک و نیم سال است از همه چی دور و بیغم استم. دیق شدم پشت شرکت در یگان عروسی و محفل و مجلس و دیدن جمعیت زیاد. از بس که...

Continue Reading