atiq

Posted by | مارس 29, 2023
گاهی با خودم فکر میکنم اگر من تجربه‌ی گرانبهای تدریس در م…

گاهی با خودم فکر میکنم اگر من تجربه‌ی گرانبهای تدریس در مکاتب خودگردان افغانها در ایران را نمی‌داشتم واقعا چکار می‌کردم؟ با وجود همه‌ی آموزشها و تجربیات سازنده در سایر...

Continue Reading
Posted by | مارس 28, 2023
سالهای 1990 روزهای اولی بود که کامپیوتر را از نزدیک دیدم….

سالهای 1990 روزهای اولی بود که کامپیوتر را از نزدیک دیدم. اما چند سالی طول کشید تا بتوانم یک کامپیوتر را لمس کنم. و به اصطلاح پشت کامپیوتر بشینم. سالهای...

Continue Reading
Posted by | مارس 27, 2023
از این آدمهایی که موتر(ماشین) نو می‌خرند و پلاستیکهای(مُش…

از این آدمهایی که موتر(ماشین) نو می‌خرند و پلاستیکهای(مُشَما) سر چوکی(صندلی) موتر را نمی‌کَنند تا نو مالوم(معلوم) شود ، بسیار بدم می‌آید.

Continue Reading
این شجره نامه یا پشت مه است به گفته پدرم: رضا- خان‌علی- گل محمد- ماما - خداداد - پام - اَنَی در دورانی که مکتب می‌خواندم برایم می‌گفت: میری درس می‌خوانی و داکتر می‌شوی، وقتی هم که داکتر شدی، این شجره‌نامه را قاب کن بزن به دیوار، شاید یگان قوم و خویش ات، آن را ببیند و تو را بشناسد و به درد همدیگر بخورید. آدم بد قوم باشد ولی بی قوم نباشد. حالا این را اینجا نوشتم تا ببینید و اگر کسی در اسلام آباد از هفت پشت قبل قومایم است، افطار یگان بِریانی یا فیتزا پَراته بزنیم بر بدن. یا کمی پیاده گردی کنیم. دیق آوردم او مردم. در این پشت نامه، قبل از من همگی بلا استثنا، سواد خواندن و نوشتن نداشتند، پدرم و پدرش پشتو بلد بودند و همین بلد بودن بارها آنها را از مرگ نجات داده بود. حالا فارغ از همه اینها، زندگی دارد ساز یکنواختی میزند. میخواهم یک کمی ریتم را چنج کنم. دارم لسان اردو یاد میگیرم. هوگیا. تا قوّتِ صبر بود، کردم اکنون چه کنم اگر نباشد
Posted by | مارس 24, 2023
این شجره نامه یا پشت مه است به گفته پدرم:

این شجره نامه یا پشت مه است به گفته پدرم: رضا- خان‌علی- گل محمد- ماما - خداداد - پام - اَنَی در دورانی که مکتب می‌خواندم برایم می‌گفت: میری درس...

Continue Reading
Posted by | مارس 24, 2023
وقتهایی که از پدرم بخاطر بعضی رفتارهایش انتقاد می‌کردیم، …

وقتهایی که از پدرم بخاطر بعضی رفتارهایش انتقاد می‌کردیم، می‌گفت: بروید خدایتان را شکر کنید که من پدرتان هستم. اگر پدر کلانتان را می‌دیدید چه می‌گفتید؟ و باز قصه‌های پدر...

Continue Reading
Posted by | مارس 23, 2023
یکی از ترسهایم (سوسول‌تَرِش می‌شود فوبیا) این است که نکند…

یکی از ترسهایم (سوسول‌تَرِش می‌شود فوبیا) این است که نکند لوچ (لخت) از دنیا بروم. یعنی نکند موقعی که می‌میرم، تن و بدنم لخت باشد. لخت یعنی: لیب لوج، یا...

Continue Reading
Posted by | مارس 22, 2023
نوروز را حلال شمارید یا حرام،

نوروز را حلال شمارید یا حرام، سر می‌زند جوانه و گل می‌کند بهار با عندلیب و بلبل و باران چه می‌کنید؟ روزی روزگاری در کابل.

Continue Reading
Posted by | مارس 20, 2023
نوروز خجسته و فرخنده باد.

نوروز خجسته و فرخنده باد. یک کاکا دارم(یا شاید هم داشتم) نامش نوروز است. بی زن، بی اولاد، بی روز و روزگار و عاطل و باطل‌ترین آدمی که دیده‌ام. اما...

Continue Reading
Posted by | مارس 19, 2023
من از زاغ (کلاغ) خوشم می‌آید. احساس می‌کنم زبان آنها را م…

من از زاغ (کلاغ) خوشم می‌آید. احساس می‌کنم زبان آنها را می‌فهمم. وقتی که قَغ می‌زنند، انگار گلوی خود را صاف میکنند تا بعد شبیه بلبل آواز خوشایند سر بدهند....

Continue Reading
Posted by | مارس 17, 2023
هر جا که گلهای زیبای مگنولیا را دیدید، سلام مرا برسانید‌.

هر جا که گلهای زیبای مگنولیا را دیدید، سلام مرا برسانید‌.

Continue Reading