یک دوست دارم که او انجیر دوست دارد. عاشق انجیر است. به قول خودش انجیرخور است. یک درخت انجیر هفت هشت ساله هم در حیاط خانهاش دارد. اصلا داستان آشنایی...
یک دوست دارم که او انجیر دوست دارد. عاشق انجیر است. به قول خودش انجیرخور است. یک درخت انجیر هفت هشت ساله هم در حیاط خانهاش دارد. اصلا داستان آشنایی...
زمستان شده، دیشب تر برف بارید و امروز صبح، دیدم که درختان کاج و سرو کوههای سمت شمال ونکوور، از برف سفید شدهاند. تفریح این روزهای من این است که...
دیشب اینجا طوفانی بود، برق قسمتهایی از شهر قطع شد و بعضی درختها نقش بر زمین شدند. تمام برگهایی که در درختان میبینید ریختند و زمستان خودش را نشان داد....
بیبی این روزها سرحال است. کم کم نرمش میکند و پیاده میگردد. گاهی هوس نماز خواندن میکند و دستنماز میگیرد و غرق در عبادت میشود. گاهی برای نواسههایش بافتنی میبافد...
این روزها،بین انگشتهای پای راستم پوست پوست شده و خارش دارد، با انگشتهای پای دیگرم، اینها را میخارانم و یک حس خوبی دارم. یک احساس درد که با لذت آمیخته...
🔗 https://media0.giphy.com/media/iDUemy0BTT2N08FF80/giphy.gif?kid=be302117&ct=ts
چند روز قبل رادیو جادی Jadi را گوش میکردم. یک نفر متخصص LLM را دعوت کرده بود که در ونکوور کانادا زندگی میکرد. به نام امیر عبدی. با امیر هم...
اگر چه سخت است، اما من از معلمهایی که بدون دغدغه مالی و معاش و با اندیشهی آزاد و بدون عقده، تنها به شوق معلمی برای درس دادن به مدرسه...
در عکس معلوم است که شب بود، آسمان صاف تا قسمتی ابری، نسیمی پاک، ملایم، دلکش و جاننشین میوزید. از دروازهی متروی زیرزمینی برآمده بودم و میخواستم بروم به سمت...