ساعت 5 عصر روز جمعه است. آمدهام به مجموعه تفریحی Hillcrest تا تنی به آب بزنم. اینجا حوضهای آببازی درهم است، اما برهم نیست و نظم و آرامش و متانت...
ساعت 5 عصر روز جمعه است. آمدهام به مجموعه تفریحی Hillcrest تا تنی به آب بزنم. اینجا حوضهای آببازی درهم است، اما برهم نیست و نظم و آرامش و متانت...
دلم یک چَکَر میخواهد، یک چکر با کشتی بر روی اقیانوس آرام، از کانادا به سوی جاپان، برای شرکت در مسابقات جهانی بونسای،
عادت کردهام که بعد از چاشت، یک چشم (یک چُرت)، بخوابم. خیال خواب، گرد سرم حلقه میزند و چشمهایم را خمار میکند و پلکهایم را سنگین، و بعد چون سیل...
چند روز میشه که تصمیم گرفتم به طور جدی کتاب بخرم، کتابهای یک دلاری و دو دلاری. یک رسمی اینجا وجود دارد که مردم کتابهایی را که نیاز ندارند را...
نوبت خزان است. تابستان، با رخصتیها و مستیها و جشنهایش گذشت و حالا در جشن Harvest day, باید کمکم برای زمستانهای ابری و بارانهای ریز ریز آماده شویم. زمستان پارسال...
🔗 https://media2.giphy.com/media/YT7YvmsGKNEzEwJlfN/giphy.gif?kid=be302117&ct=s
تا یک مدت شبیه این سنگها، سخت و سر به زیر و ساکت و صبور خواهم بود. نه حرفی، نه کلامی. چسبیدهام به یک سری کارها که اگر شد، قبل...
این روزها در ونکوور، موسم باز شدن گلهای آفتابگردان است. این عکس را از Riley Park Community Garden گرفتم. یکی از بهترین و فعالترین کامیونیتی گاردنها در بریتیش کلمبیا، همین...
این روزها مهماندار هستیم. به قول مهران مدیری: مهمان داریم چه مهمانانی. آهنگ هندی« همسو کمیسه چولارو » هم در فضای خانه به آرامی پخش میشود. صدای خامنهای هم میآید...