Good morning Afghanistan صبح بخیر افغانستان جدی ، دیماه ۱۳۶۶، January 1988, دهکورههای اطراف تهران برف میبارید، برف شدید و سنگین. آغای کَلو، آمده بود خانه ما. مادرم کله و...
Good morning Afghanistan صبح بخیر افغانستان جدی ، دیماه ۱۳۶۶، January 1988, دهکورههای اطراف تهران برف میبارید، برف شدید و سنگین. آغای کَلو، آمده بود خانه ما. مادرم کله و...
سخت ترین کارهای زندگی من چی بود؟ یک چند مورد را اینجا لیست میکنم:
Good morning Afghanistan صبح بخیر افغانستان November 2003 نوامبر ۲۰۰۳ بعد از سقوط صدام، مرز مهران، بین ایران و عراق: یک جماعتی از افغانها، از راه پیاده و قاچاق در...
دوران تحصیل در دانشگاه تهران دانشکده کشاورزی، شهر کرج زمستان ۱۳۷۸، December 1999 اولین ها: ۱. یک وقتایی بود که ماه روزه و شب چله یک جای برابر میشد. ما...
Good morning Afghanistan صبح بخیر افغانستان دو تا استاد دارم. یکی شراب و کبابی، دیگیش سم صحی، ملا و آگاه و لفظ قلم و روانشناس. ذهنم را چند وقتی این...
سی سال قبل، زمستان است و بیکاری، دیشب، خانه همسایه ما که در یک حویلی استیم #جنگ شده بود، آغا صایب، یکی از اولادای خوده با #چمچه کشکوخوری زده بود....
Good morning Afghanistan صبح بخیر افغانستان بعضی آدمها، شبیه ستاره دنبالهدار، هر ده بیست سال، یکبار در زندگی آدم ظهور میکنند، خیلی از ما عاشق این ستارههاییم. ستارههایی نورانیتر و...
Good morning Afghanistan صبح بخیر افغانستان این روزها، جمع کردن دوبارهی اولادها، در وسعتی به اندازهی یک قاب عکس کار سختی است. ساده به نظر میرسد، اما سخت است. این...
چشمهایم را میبندم و دهانم را باز میکنم. هر چیز هر چیز با خودم میگویم، وگرنه دل و درونم میکَفَد.. وقتی که به افغانستان فکر میکنم، احساسم شبیه احساس جوانی...
Happy new year, Good morning Afghanistan صبح بخیر افغانستان