دوران تحصیل در دانشگاه تهران
دانشکده کشاورزی، شهر کرج
زمستان ۱۳۷۸، December 1999
اولین ها:
۱. یک وقتایی بود که ماه روزه و شب چله یک جای برابر میشد. ما در لیلیه دانشکده بودیم. هوا سرد شد و سرد شده رفت و یک شب برف بارید.
همگی خوشحال بودیم و رفتیم برف بازی، در محوطه سبز لیلیه که سفید پوش شده بود ، یک نفر را دیدیم ، که بسیار بازی و خرمستی میکرد، گفتم چی شده او را؟ دوستایش گفتند دفعه اولش است که برف میبیند. از شهر یزد میآید و اونجا در این بیست سال برف نباریده.
او بار اولی بود که برف میدید و من بار اولی بود که یک نفر را میدیدم که تا هنوز در زندگی برف ندیده.
۲. تازه در اتاق و لیلیه جابجا شده بودیم. مه و Mousavi Nader و کریم در یک اتاق بودیم. اتاق بچههای افغانستان.
یک شب دوستای محصل ایرانی را به چای سبز وطنی دعوت کردم اتاق ما. یکی بود نامش یاور بود. یاور شرفی. از ولایت آذربایجان ایران بود. با لهجه ترکی غلیظ به فارسی پرسان کرد: شما از کجا هستید؟ گفتم از افغانستان.
یک رقم از دور خود را خم کرد نزدیکم آمد و عینک خود را برداشت و دقیقتر سیل کرد و گفت: این افگانی افگانی که در اخبار میگویند شمایید؟
گفتم: آره، چطور؟
گفت من دفعه اول است که از نزدیک یک افگانی را میبینم. بابا شما هم آدم هستید. آدمخوار نیستید. من فکر میکردم افگانی چطور یک هیولا باشد که اوضاع کار و کارگری در ایران را به هم ریخته است و همه از دستش به عذابند. و از آنروز تا به امروز با آقای دکتر یاور شرفی، رفیق هستیم و به شوخی بهش میگویم تو را به باور شرقی رساندم.
۳. برف میبارد. خوشحالم. بذرهای امیدم در زیر خاک است….
بی ثمر هر ساله در فکر بهارانم ولی
چون بهاران میرسد، با من خزانی میکند….
#شهریار
#برف #دانشگاه_تهران #کشاورزی #چله #افغانی #یزد #آذربایجان #کابل #افغانستان #بهار #خزان


![🎉 It's my fan-iversary! I've been a top fan of VanDusen Botanical Garden since November 15, 2023. @[100064771598345:2048:VanDusen Botanical Garden]](https://pen.momtazhost.com/wp-content/uploads/2026/02/10239312730815507.jpg)
