دارم به خوردن قهوهی تلخ، بدون شیر و شکر عادت میکنم. دیگه با شیر و با شکر مزه نمیدهد. قهوه باید تلخ باشد، باید سوختهی سوخته باشد. یک جور سوختگی...
دارم به خوردن قهوهی تلخ، بدون شیر و شکر عادت میکنم. دیگه با شیر و با شکر مزه نمیدهد. قهوه باید تلخ باشد، باید سوختهی سوخته باشد. یک جور سوختگی...
صبح بود، دوان دوان به سمت جلسه Master Gardener در باغ گیاهشناسی Van Dusen رفتم. به نظم و اهمیت آن در پیشبرد کارها کم کم دارم پی میبرم. مهم نیست...
دلم است در کنار آی تی و شبکه و هوش مصنوعی و دیتاساینس، کمی نجاری و دکور داخلی بخوانم و کار کنم. دکور فقط با بامبو و برگهایش. انگار که...
گاهگاهی در زمستان، شب نشینی لازم است... دیشب در یک مهمانی دوستانه شرکت کرده بودم. یعنی شرکت دَلجی شدم و به نوعی سورپرایز جالبی بود. امروز هم همهی خانواده را...
آن پریشانی شبهای دراز و غم دل همه در سایهی گیسوی نگار آخر شد... چند روز قبل، یک عالم برف باریده بود، مکتبها رخصت شدند و راهها بند بود. اما...
امروز دوشنبه و شروع هفته است. طبق اعلان قبلی، ممکن است امروز رانندههای اتوبوسهای شهری اعتصاب و اعتراض کنند و سرکار حاضر نشوند. چند روز قبل هم، دولت یک سیستم...
داستان «مردا ره قول اس» از اکرم عثمان را گوش میکنم. دفعه اول که این جملهی «مردها را قول است» را شنیدم نفهمیدم که یعنی چه. حتی نفهمیدم که اکرم...
ساعت پنج و نیم صبح است. از شدت فشار مثانه بیدار شدم و تشناب رفتم. ناگهان از کلکین اتاق، دیدم که دیشب، بی سرو صدا و خیلی آرام، برف باریده...
بیبی این روزها، سر گپ آمده. با نواسه هایش شوخی میکند، شعر میخواند، بحث میکند و نظر میدهد. چند روز قبل خیلی حالش خوب نبود، اما با توصیههای داکتر و...
چند شب قبل سر کلاس آنلاین Master Gardening حاضر شدم. حالم خوب نبود. گوشی موبایل را به همراه یک بسته دستمال کاغذی و یک کمپل و یک ترموز آب جوش...
این تصویر دو سال قبل است. اسلام آباد پاکستان، منطقه F7، جناح مارکت، از یک دکان شال پشمی نازک کشمیری میخریدیم. نظر به نرخ دیگر کالاها، خیلی قیمت بود. یک...
خنک خوردهام و ریزش کردهام. چشمهایم سرخ شده و کاسهی چشمهایم درد میکند. آنقدر که نمیتوانم نظربازی و چشمچرانی کنم. سرفههای خشک و درد گلو آزارم میدهد. سرم درد میکند،...
باران خیلی خیلی ریز میبارد، هوا فوقالعاده تمیز و مطبوع است. ما هم هر روز، قرصهای ویتامین D و یک سری کپسولهای دیگه را بعد از خوردن صبحانه، بالا میاندازیم...
زندگی هنوز خوشگلیاشو داره... تیکه (پارچه) مخملی نرم سرخ رنگ، توپک کلوله سفید، شور و هیجان، و منم کنجکاوم بیشتر سر در بیاورم که front end و backend این برنامه...
از Market place فیسبوک، برای همه اولادها، کامپیوتر دسکتاپ خریدم. هر کدام دو تا مانیتور دارد و موس و کیبورد جداگانه. دسکتاپهای کوچک و قابل حمل Dell. هر سیستم سرجمع...