Good morning Afghanistan
صبح بخیر افغانستان
تا حالا صحنهی شیر خوردن یک طفل را دیدید؟
یکی از بهترین صحنههای دنیا است. طفل دست و پای میزنه، با هر دو دست کوچک خود، پستان مادر را میگیرد و شروع به چوشیدن (مکیدن) میکند. چشمهای طفل برق میزند، نگاه و حالت ابروهای مادر هم دیدنی است. مادر احساس میکند خداست، و واقعا مادر خداست.
احساسی که پدر هرگز به گَرد اش نمیرسد.
در منطقه ما یک خان زندگی میکرد، درستتر بگویم ما در منطقه یک خان، زندگی میکردیم! به نام علی اضغرخان، از خانهای هزاره ارزگان بود که دوره عبدالرحمان، ناقلین (جابجایی اجباری) شده بودند به بلخ، بسیار ملک و املاک و زمین و خدم و حشم و باغ و راغ و آب و تاب داشت. بسیار زیاد. آنقدر که وقتی سرگذشتاش را توصیف می کنند یاد فیلم The God Father میافتم.
میدانید با آن همه مُلک و مِکنَت و دارایی، یکی از لذت بخشترین کارهایش چی بود؟
تابستانها، بعد از چاشت، از زینه به بام بالا میشد، زیر سایه درخت توت، در حالی که پیراهن کوچک و ناشُشته (نَشُسته) یک کودک شیرخوار را به صورت خود میانداخت، روی تخت خود میخوابید. شبیه طفلی که در آغوش مادرش خوابیده باشد،
خوابش آرامترین خواب جهان خواهد بود.
من متاورس دوست ندارم، در آنجا این خوشبوییها را چطور احساس کنیم؟


![🎉 It's my fan-iversary! I've been a top fan of VanDusen Botanical Garden since November 15, 2023. @[100064771598345:2048:VanDusen Botanical Garden]](https://pen.momtazhost.com/wp-content/uploads/2026/02/10239312730815507.jpg)
