Good morning Afghanistan
صبح بخیر افغانستان
– یک روز یکی از دوستان، ازم پرسان کرد:
رضا یک گل را بگوی که در هر آب و هوایی دوام بیاره و آب و مراقبت هم نخواهد، زود هم خشک نشود، کدام گل را پیشنهاد میکنی؟
چرت زدم و گفتم: به واقعیت که یک چنین گلی را نداریم، مگر اینکه یک گل پلاستیکی بگیری. یا یکی از این تابلو گلهایی که از اول خشک شده باشه. اگر نه گل تازه، خاصیتهای خاص خود را دارد و نمیشود ناز گل را نکشید، گل است، ناز دارد خاماخا (خواه ناخواه)
چهل ساله شدم، باور کنید نفهمیدم ناز وطن را چی رقم وردارم؟
لعنتی هم دوست داشتنی است، هم خرتاخری، یک تعارض عجیب.
گاهی میگم، دیگه مملکتها از خدایشان است مثل ما واری، اولاد داشته باشند، این را ببین، خودش هم نمیفهمد با خودش چند چند است…
بهتر است یک دوره مدیریت و منجمنت منابع خرمست و گشنه مست را بگذرانم. کدام دانشگاه این رشته را دارد؟ یا از صفر self study کرده پیش خود شروع کنیم؟
راستاش، یک مدتی است به گفته دوست ادیبم، دچار شک فلسفی شدم. یا به گفته دوست خراباتی، شکم زیاد سیر شده و قدرت هضم شکم و مغز پایین آمده و باید همیشه خود را
stay hungry, stay foolish
نگاه کنم.
سوال و آن Big Question این روزهای من این است:
تکنولوژی به کدام سمت روان است؟
یک روزی در ایام کودکی، در خانه بودیم که پدرم موقع چای خوردن، یک آهی از نهاد برکشید، یک آه عجیب و سوزناک، همگی برگشتیم و طرفاش سیل کردیم و گفتیم : چی گپ است پدر؟
پدرم گفت: هی روزگار، مردی نمانده، یک زمانی بود که در جنگ، مردی و نامردی مشخص میشد، دلاوری و شجاعت مالوم میشد، دوره، دوره رستم و سهراب و اسفندیار و سیاوش بود. زور و قوت و بازو و شمشیر و جنگ تن به تن بود. دوره گُرز گران و شمشیر و سپر و کمان بود.
حالا ببینی، یک مَیده بچه، با تفنگ، از یک سولاخ، تَخ تَخ یک مرد چهل ساله را میکشه و معلوم هم نمیشه که کی بود.
دوره دوره نامردی شده، گذشت او دوره عزت و جوانمردی.
و باز مثل همیشه تاکید میکرد که : افغانستان جور نمیشه، حالی سلاح دست هر کس و ناکس افتیده، او دوره ما، تو سلاح را دست هر کس نمیدیدی، ترس بود، حکومت زور داشت.
حالی خبر شدم بچه سید کلو(کلان) را در بلخ زدن، چی یک شخصیتی بود، سالها درس خوانده بود، کربلا و نجف و سوریه و مکه رفته دیده بود، او را هم کی زده؟ یک میده بچه بی ریش و کونی که فرق اِشپش را از کَیک نمیدانه، چی برسه به فرق دست چپ و راست خوده…..
بی بی سی، یک گزارش تهیه کرده بود از:
تاثیر مسج و موبایل بر آزادی زنان در افغانستان
پدر میگفت: حالا نر و ماده با مَسِجَکان،در زیر کمپل هم با هم زدن کنند، پدرِ خانه روحاش هم خبر نمیشه. اینها کلاش فساد است.
هر چی میگفتیم: پدر او رقم نیست، میشه استفاده درست هم کرد.
میگفت: کجاست او تربیه و اخلاق….
یک گاو گَر، یک گله را گَر میکنه و یک میوه خراب، یک کِرِت را.
شما کجا زورتان به فلانی و فلانی و فلانی میرسه؟ یک دفعه که فلانی مَی خورد و مست شد، “جونَه گَو” (گاو جوان و زوردار) قلبهای واری همگی را زیر دست و پای میکنه، کس هم نیست دَماش را بگیره.. باز بیا پوره کو….. برید به جای این همه درس خواندن، یک کمی هم ورزش کنید که در برابر این گاوهای وحشی، بر علاوه دانش، کمی زور و دلاوری هم داشته باشید. نشود که از ترس، خشتک خود را تر کنید…
پدرم عقیده داشت: زر در کمر و زن در بغل،
ما میگفتیم یعنی چه؟
میگفت اگر زن و زر و طلا و داراییات در کنارت نبود، از تو نیست، پولی که تو در بانک داری از تو نیست، زری که در کمرت بسته است، از تو است. و زنی که در بغلات باشد.
اما این تکنولوژی، بدون آموزش وقتی در اختیار هر کسی قرار بگیرد، نتیجه چی میشود؟
زر را از کمرت میدزدند و زن را از بغلت.
شب میخوابی و خواب میبینی، صبح اکانت خالی است و زن هم در بغل نیست. چهار تا خشت هم در زیرت گذاشتهاند و مثل تیر موتر واری، تخمهایت را هم کشیدند و بردند و هنوز خبر نیستی.
اما اگر آموزش و تربیه باشد، سالهای سال، زر خود را در دشت ایلا کن، ده چند شده باز میگردد و سالهای سال، زن را ایلا کن، [ده چند شده نمیایه 😉، خود را نگاه میکنه برایت ] و کسی دزدی کند؟ پدرش نتواند.
اینجا هم اهمیت آموزش و تربیه و تعلیم مشخص میشود که:
آدمیزاد، به تربیه نیاز دارد،
سیب از سیب، رنگ میگیره.
آدمی که آدم نبیند، کجا آدم شود؟
از سرعت حرکت، جهت حرکت مهمتر است.
ما چو تخته پارههایی بر موج، به کجا روانیم؟
Choose your direction at first.
Why? Why? Why? Why? Why?
You like New York city in the daytime.
I like New York city in the nighttime.
.
We like it in the end of time…
.
We don’t even know why?
.


![🎉 It's my fan-iversary! I've been a top fan of VanDusen Botanical Garden since November 15, 2023. @[100064771598345:2048:VanDusen Botanical Garden]](https://pen.momtazhost.com/wp-content/uploads/2026/02/10239312730815507.jpg)
