Good morning Afghanistan
صبح بخیر افغانستان
زندگی، خریدن پَرچون(خردهفروشی) یا عمدهی اینهاست.
لوبیا، نخود، ماش، عدس، برنج، لپه، روغن، رب، چاکلت، چای.
یک روز در اوایل زندگی مشترک، از خانه برایم زنگ زدن که وخت آمدن، “گالینابلانکا” بگیر. بار اول بود این کلمه را میشنیدم. گفتم او چیست؟ گفت تو بگوی دکاندار خودش میفهمه.
خلاصه پنچ شش هزار افغانی از دفتر گرفتم که بچه گالینابلانکا خریدنی است.
رفتم پیش دکان حاجی بسماله، با یک غرور خاص گفتم: گالینابلانکا دارید؟
گفت: اَره، چند دانه کار دَری؟
گفتم: یک دانه بتی.
یک چیزی خرد را د پله ترازو انداخت گفت بگیرش. من که انتظار داشتم یک چیزی در حد و اندازه بوچی برنج هفت سیره باشه، گفتم کجاست؟
بچه حاجی پله ترازو را نشان داد. یک چیزی مشابه بسته خردترک ساجق بود، گفت : اونه.
با تعجب گفتم: همی است؟ گفت: آ، گفتم چند میشه؟ گفت ۵ روپه.
از آن روز فهمیدم نام و وزن یک چیز یا یک کس ممکن به هم نخواند و نباید زود قضاوت کنیم. یک کمکی صبر کنیم، زمان و روزگار خیلی چیزها را مشخص میکند.
گالینابلانکا خیلی خوب است. من گالینابلانگا دوست دارم. ❤


![🎉 It's my fan-iversary! I've been a top fan of VanDusen Botanical Garden since November 15, 2023. @[100064771598345:2048:VanDusen Botanical Garden]](https://pen.momtazhost.com/wp-content/uploads/2026/02/10239312730815507.jpg)
