atiq

Posted by | آوریل 26, 2020
شمشادهای طلایی باغچه کوچک لب سرک ما

شمشادهای طلایی باغچه کوچک لب سرک ما

Continue Reading
Good morning Afghanistan صبح بخیر افغانستان اسم این گل "ختمی درختی" است. Common Hibiscus خب، کجا بودیم؟ - خیلی وقتها فکر میکنم چرا ما آدمها باید برای ازدواج و ساختن زندگی مشترک اینهمه رنج بکشیم؟ پدرها و مادرها اینهمه تیاری و آمادگی می‌گیرند و بعدش خون جگر خوردن و سیال‌داری کردن؟ آیا حیوانات در این مورد، بهتر از ما انسانها نیستند؟ یک روز در دشت بودیم، از پدر خود پرسان کردم: پدر، کی برایم زن میگیری؟ پدرم لوخ لوخ طرف‌ام سیل کرد، خنده کرد و گفت: بچم اگر مه زن بگیرم د تو نمیگیرم، د خود میگیرم. پیرشه آو ببره، ایقه درس خواندی همی را فامیدی؟ زن گرفتنی استی؟ مرد شدی؟ بخه برو هر کی را خوش داری بگیر، زورت د کمرت. زن را تو بگیری، کون ما اینجا پاره شوه؟ اما مثل قضیه حقوق زن، مثل قضیه حقوق بشر، این حرفها فقط برای همسایه و دیگرا خوب است. سر خود آدم که بیاید، قضیه فرق میکند. آته و آبه در تدارک ازدواج بودند. مه خبر نداشتم. اما آنها هم از دیدگاه خود پیگیر قضیه بودند. دختر دیدن میرفتند و بین خود جلسات سری برگزار میکردند. اما به هر حال من به حرف پدرم ایمان آوردم. زن را تو میگیری، کون ما اینجا پاره شود؟ این صادقانه ترین حرف بود برایم. تمام نقشه ها و برنامه‌هایشان نقش بر آب شد. در ایران به هر دختر که می‌گفتم بعد ازدواج برویم افغانستان، چنان وحشت میکرد که انگار به ملاقات عزرائیل می‌رویم. می‌گفت تمام شرایط را قبول میکنم الا این یک مورد. بنا بر برهان خُلف در ریاضیات، اول خودم آمدم افغانستان و این شد که می‌بینید. مه و فخریه سر خوردیمگ و زندگی مشترک را شروع کردیم.‌ و بخیر آهسته آهسته آرزوها و رویاها را به حقیقت تبدیل می‌کنیم. اگر چه مشکلات خود را هم داشتیم و داریم. یک وقتی در مکتب بچه‌ها سر اسم‌ام ریشخند میزدند: رضا رضا، دوقلو بزا، اینجا نزا، صحرا بزا، سرش بشین برو فضا. اما خوب که میبینم حتی همانها هم به واقعیت تبدیل شده است: واقعا دوگانگی (دوقلو) دارم. از دشت و باغ و صحرا خوشم میاید و شاید اولین کسی باشم که از افغانستان به مریخ بروم. و فضانوردی کنم. کما اینکه با اجناس و آلات و ادوات وطنی هفته یکبار معمولا در فضا سیر میکنم و پایم از زمین کنده میشه. فرهاد دریا میخواند: این وطن بی ما وطن کی میشود؟ مگم بین شعر و شعار و عمل و آستین بَر زدن زیاد فاصله است. خیلی از ماها از وطن خود می ترسیم، از پدر خود وحشت داریم و نظر و نظریه مادر مثل یک کابوس است. پر کردن این سیالها و سیالداریها، همچون سیاه‌چاله های کیهانی، هر روز ما را به درون خود، می‌کَشد و میکُشد.
Posted by | آوریل 26, 2020
Good morning Afghanistan

Good morning Afghanistan صبح بخیر افغانستان اسم این گل "ختمی درختی" است. Common Hibiscus خب، کجا بودیم؟ - خیلی وقتها فکر میکنم چرا ما آدمها باید برای ازدواج و ساختن...

Continue Reading
Good morning Afghanistan صبح بخیر افغانستان یک وقتهایی ساعت ما آفتاب بود. پیش از طلوع آفتاب، چند پیرمرد طرف مسجد برای نماز صبح میرفتند و مه طرف گُدام (انبار) میرفتم و وسایل کار را در کراچی یک تیره (فرغون) می‌انداختم و طرف دشت میرفتم. پیش از طلوع آفتاب باید در دشت سرکار حاضر میبودم و وسایل کارشان را می‌دادم و یادداشت می‌گرفتم کی آمده و کی دیر میکند. بعدها در کابل فهمیدم این کار مه time attendance بوده. سر چاشت باید نان چاشت را می‌بردم برایشان و آفتاب که غروب میکرد، وسایل را از دشت جمع میکردم و پس میاوردم در گدام و دروازه را قلف(قفل) میکدم و میامدم طرف خانه، وقت آمدن طرف خانه معمولا همان پیرمردها و چند تا جوان دیگر را می دیدم که نماز شام را خوانده و از مسجد می‌برآمدند. آنها بوی عطر می‌دادند و مه بوی ترش و تند عرق و گندنه و پیاز و نعنا گدود. صحبت دشت تمام مسائل سکسی و عاشقی و یگان وقت حزبی می بود. صحبت خانه مسائل اقتصادی و سرمایه‌گزاری و اجتماعی و شورای مردمی مهاجر بود. یکبار پدرم سخت گوشم را کشید که بچم گپ دشت را در خانه نگویی و گپ خانه را در دشت. علی ایحال، یک روز وقت آمار گرفتن یکی از کارگرها دیر کرده بود، پدرم گفت هله زود بدو دم خانه نفر، صدایش کن بباید که حتما خواب مانده، مه هم د خیز دویدم طرف قشلاق که بنده خدا را صدایش کنم بیاید د کار، بنده خدا ملا بچه بود، نو عاروسی کده بود، پدرش را موتر زده بود و دیه خون پدر را گرفته بود و زن کده بود. محکم محکم دروازه خانه را کوبیدم و نفر خاوپر برآمد دروازه را واز کرد. گفت چی گپ است رضا؟ گفتم هله تیز بیا که امروز کار زیاد است. نباشی نمیشه. چشمها را مالید، یک وقت هردوی ما متوجه شدیم که تنبان سفید زن خوده که دان پایچه خامک دوزی داشت را سرچپه پوشیده بوده، هم خنده گرفته بود هم ناراحت بود، زیر لب گفت: زدم د همی کار پدرت، حیف که محتاج نان استم اگر نه یک روز هم کار نمی کردم. ملا بچه شعر زیاد بلد بود. خوب گپ میزد. صدای خوبی هم داشت و هر وقت کارگرها خسته میشدند، یک کش آواز داوود سرخوش را سر میداد و خستگی را از جان میکشید. زیاد بهداشت را رعایت میکرد، مخصوصا دست ششتن و وضو و نماز را. ما که زیاد اهل مراعات نبودیم. یعنی نمی شد باشیم. در آن دشت آب نبود، اگر بود برای خوردن بود نه دست ششتن و طهارت. هر چی بود با کلوخ حل میشد. همیشه سر همی گپ با ملا بچه جنگ مان بود. او میگفت: النظافه من الایمان، ما می‌گفتیم اول وجود بعدا سجود. در این دشت العطش، آب برای خوردن است نه طهارت. تا اینکه بعد چند مدت یک اینجینر همراه ما شد. پیشنهاد کندن یک چاه عمیق را به پدرم داد، کمی هم خودش در چاهکنی مهارت داشت. مغنّی میگفتن‌اش ما نفهمیدیم که مغنی چه ربطی به چاه دارد؟ آب فراوان شد و همه برگشتیم سر مواضع خودمان. هم وجود و سجود شد و هم نظافت و ایمان.
Posted by | آوریل 25, 2020
Good morning Afghanistan

Good morning Afghanistan صبح بخیر افغانستان یک وقتهایی ساعت ما آفتاب بود. پیش از طلوع آفتاب، چند پیرمرد طرف مسجد برای نماز صبح میرفتند و مه طرف گُدام (انبار) میرفتم...

Continue Reading
عسل ناب محمدی دایکندی + نعناهای تازه چین کابلی از ما بخواهید.
Posted by | آوریل 24, 2020
عسل ناب محمدی دایکندی + نعناهای تازه چین کابلی

عسل ناب محمدی دایکندی + نعناهای تازه چین کابلی از ما بخواهید.

Continue Reading
Good morning Afghanistan صبح بخیر افغانستان بیا ببندیم کوله‌بار سفر، بریم از این شهر دوتایی بی‌خبر هر چیز، جوره‌ای‌اش مزه میته. حتی بایسکل دواندن. این روزها بایسکل دواندن در کابل بسیار مزه میته. یک دکان که بایسیکل های شیک دارد هم در شارنو دیدم. @[100077434291111:2048:Bicycle City - شهر بایسکل]
Posted by | آوریل 24, 2020
Good morning Afghanistan

Good morning Afghanistan صبح بخیر افغانستان بیا ببندیم کوله‌بار سفر، بریم از این شهر دوتایی بی‌خبر هر چیز، جوره‌ای‌اش مزه میته. حتی بایسکل دواندن. این روزها بایسکل دواندن در کابل...

Continue Reading
Good morning Afghanistan صبح بخیر افغانستان من در افسون گل سرخ، شناور گشتم....
Posted by | آوریل 23, 2020
Good morning Afghanistan

Good morning Afghanistan صبح بخیر افغانستان من در افسون گل سرخ، شناور گشتم....

Continue Reading
Posted by | آوریل 22, 2020
حیف که عطر و بوی این زعفران را نمیشود انتقال داد.

حیف که عطر و بوی این زعفران را نمیشود انتقال داد. اگر چه‌ گوگل را گفتمش سر این مورد هم کار کند. یک زنگ بزنید. 0799555440 ما که سیستم کردیت...

Continue Reading
Good Morning Afghanistan صبح بخیر افغانستان گاهی به آسمان نگاه کن، فرصتها چون ابر میگذرند. اما با دنبال کردن ابرها وقت خود را ضایع نکن. گاهی به زنبور نگاه کن. گاهی گاهی گاهی به قول خواجه عبداله انصاری(پیر هرات) شیرین سخن، الهی گاهی نگاهی
Posted by | آوریل 22, 2020
Good Morning Afghanistan

Good Morning Afghanistan صبح بخیر افغانستان گاهی به آسمان نگاه کن، فرصتها چون ابر میگذرند. اما با دنبال کردن ابرها وقت خود را ضایع نکن. گاهی به زنبور نگاه کن....

Continue Reading
Good morning Afghanistan صبح بخیر افغانستان خدایا، چنان کن سرانجام کار تو خوشنود باشی و ما دست به کار... کار حلال، رزق و روزی حلال، فکر حلال، به دور از سودا و فکر و خیال...
Posted by | آوریل 21, 2020
Good morning Afghanistan

Good morning Afghanistan صبح بخیر افغانستان خدایا، چنان کن سرانجام کار تو خوشنود باشی و ما دست به کار... کار حلال، رزق و روزی حلال، فکر حلال، به دور از...

Continue Reading
Posted by | آوریل 20, 2020
آیا آب حافظه دارد؟

آیا آب حافظه دارد؟ https://en.m.wikipedia.org/wiki/Water_memory 🔗 https://en.m.wikipedia.org/wiki/Water_memory

Continue Reading