🍉 این تازه‌ترین ورژن تابستانی من است.

🍉 این تازه‌ترین ورژن تابستانی من است.

آفتاب شدید، گرمای خرماپزان و هوای شرجی و مرطوب ایالت پنجاب پاکستان.

همین سه دلیل کافی است تا بگویم تعادل هورمونی بدنم به شدت به سوی فرافکنی میل کرده و دلم هوس رطب می‌کند. دوست دارم پشه‌ها، پشت پلکهایم را نیش‌ بزنند و با درد آن، احساس مازوخیسم فروخفته‌ی بدنم کمی بیدار شود و شور بخورد و بعد در زیر این حرارت 40 درجه که feeling 55°c دارد تبدیل به سادیسم شود و کمی احساس سردی کنم.

این مزاج لعنتی، کار دستم ندهد، خوب است. با یک کشمش گرمی میکنم و با یک غوره، سردی. نمیتوانم دو دقیقه ثابت باشم و آرام بگیرم. مخصوصا حالا که مسلح به عسل اصل هم شده‌ام.

🍉 من نمیدانم که چرا گفتنِ ادرار خوب است، اما شاش خوب نیست. یا مدفوع گفتن با کلاس است اما گوه گفتن خطاست؟ یا باد شکم به جای گوز. به بچه‌هایم گفتم دیگه نگویند شماره یک شماره دو، سم صحیح بگویند چیست.

به نظرم کسی که نتواند این روزمره‌ترین و ساده‌ترین کلمات را در ذهن خود هضم کند، نمی‌تواند لذت واقعی غذاهای ارگانیک و مسایل ارگانیک را درک کند.

🍉 باور میکنید یا نه، من به سیستم آموزشی شک دارم. میخواهم بچه‌ها بیشتر با طبیعت و پول و بازار، درگیر شوند.

این چیزی که در مکتب و مدرسه به اینها یاد میدهند، نمی‌تواند آنها را در این زمانه زنده نگه دارد.

یکی از آنها، آنقدر درگیر شطرنج شده که همه چی را سرباز و پیاده و شاه و رخ می‌بیند.

دیگری تمام ایسم‌ها را می‌بافد و دوباره باز می‌کند و شرق و غرب را برایم قشنگ حلاجی می‌کند و تمام قلم‌تراشهای همکلاسی‌هایش را در بازی برده و خانه آورده.

یکی تمام وقت گیم میزند و رقص می‌کند و راه رفتن‌اش هم شده شبیه کاراکترهای Roblox.

دیگه شان هم دایم پادکست گوش میکند. انگلیسی و فارسی و بحث خدایان و ناخداها و امکان و وجود و proof های مختلف فیزیکی و شیمیایی و اتمی و … یکی نیست بهش بگوید: بابا جان، از شبنم عشق، خاک آدم گل شد، اتم کیلو چنده؟

فرصت برای زندگی و لذت بردن از حضور و بودن، چگونه باید باشد؟

زندگی مسابقه نیست که برد و باخت را حساب کنیم. شماها یک لبخند بزنید، شاد باشید، من تمام زندگی‌ام را برای شما می‌بازم، یعنی دوباره بازی می‌کنم.

من چه می‌خواهم؟ آنها چی در فکرشان است؟ مادرشان چه نظر دارد؟ مجموع بردارهای حرکتی ما به کدام سمت حرکت خواهد کرد؟ باید weekly meeting ها را فعال کنم و تربیت طربناک را بررسی کنیم که چیست.

🍉 من کی‌ام؟ اینجا کجاست؟

به این سوال که فکر میکنم، خنده بر لبانم می‌خشکد.

من مال اینجا نیستم. اینجا هم مال من نیست.

گاهی برای خنده دلم تنگ می‌شود

گاهی دلم، تراشه‌ای از سنگ می‌شود…

گاهی تمام آبی این آسمان ما،

یکباره تیره گشته و بی رنگ می‌شود…

🍉 چشمان مرا، به بلخ زیبا ببرید. همین.

Add a comment

*Please complete all fields correctly

Related Blogs

#better_Afghanistan
🎉 It's my fan-iversary! I've been a top fan of VanDusen Botanical Garden since November 15, 2023. @[100064771598345:2048:VanDusen Botanical Garden]
خاصیت برگ دارد آدمی،