یک، دو، سه، چهار
آمده فصل بهار
پنج، شش، هفت، هشت
بیا که بریم به گلگشت
بزنم به تخته، ما یک خانوادهی هشت نفره هستیم.
دو تا مادر، دو تا پدر، دو تا دختر و دو تا پسر.
مثل گیاهان، در زیر باران، و مثل گلبرگهای گل، در کنار هم، در زیر یک چتر.
من فراتر از آرزوهای پدر و مادرم زندگی میکنم.
فرزندانمان در رویاهای ما زندگی میکنند.
اینکه آینده چه خواهد شد، بر هیچ کسی معلوم نیست.
اما باید شیرین زندگی کرد.
مثل ماهیها در آبهای خروشان. مثل کبوترها در دل آسمان.
با اینکه جمعههای ما، یک شنبه شده! مگم ما هنوز همان شرقیهای مست غزلخوان ورزشکار هستیم.
بعضیها نیمهی پر گیلاس را میبینند، بعضیها نیمهی خالی، بعضیها هم میگویند خوش به حالتان که لیوانی دارید، اما هر چه هست، با لیوان یا با کف دست، من تا جرعهی آخر، سر میکشم و نوش میکنم این نوشدارو یا شوکران را.
من میخواهم پر باشم از زندگی،
میخواهم شبیه ساعت شنی، ذره ذره ذره، پر شوم و باز روز از نو و روزی از نو…
اما میخواهم به جای ریگ و شن، هر ذره وجودم، تک تک سلولهای بدنم، دانههای سیاهرنگ و بسیار ریز شقایقهای وحشی باشد و سراسر دشت را از گلهای سرخ، پر میکنم.
نمیرم از این پس که من زنده ام...
پ.ن: برادر خانمم داکتر نیک محمدجان هم به جمع خانواده اضافه شده و ما از تجربیات و دانش ایشان در زمینه سلامت و خوراک و ورزش بهرهمند میشویم. همچنان در نگهداری از بیبی و تامین رفاه و آسایش بیبی با هم تلاش میکنیم.


![🎉 It's my fan-iversary! I've been a top fan of VanDusen Botanical Garden since November 15, 2023. @[100064771598345:2048:VanDusen Botanical Garden]](https://pen.momtazhost.com/wp-content/uploads/2026/02/10239312730815507.jpg)
