چند روز قبل، در یک برنامه دورهمی در باغ محله little mountain رفته بودیم.
از ساعت ده صبح تا دوازده، کمی با هم در باغچه کار کردیم و بعد موقع چاشت، از طرف pizza garden که به نوعی اسپانسر برنامه هم بود, چند تا پیتزای بزرگ و عیالباری آوردند و دور همدیگه خوردیم. و در نهایت با کارتنهای مربع شکل پیتزا، عکس یادگاری گرفتیم.
در کانادا هنوز یخ مردم در مورد عکس دسته جمعی گرفتن نشکسته است و هر بار باید با صدای بلند اعلام کنیم کی حاضر است عکس بگیرد؟
بعد میبینی که دانه دانه همگی با چهرههای خندان و هیجان زده، خود را جلوی دوربین میرسانند تا عکس بگیریم.
در آنجا با کریستینا و Ross آشنا شدم.
چند روز قبل Ross ایمیل کرد و گفت دوست داری بریم منطقهی Pitt meadows چند تا گلخانه شخصی را ببینیم؟
منم از خدا خواسته پذیرفتم. بعد گفت با توجه به وضع هوا، لباس و کفش مناسب بپوش و آب آشامیدنی و غذا هم با خودت وردار. گفت ماشین داری یا نه؟ گفتم نه. گفت میایم دنبالت با هم میریم.
حدود سی چهل تا گلخانهی مجهز و بزرگ و دراز پر از انواع و اقسام گلهای رودودندرون و آزالیا در تنوع رنگی بسیار زیاد از منطقهی چین و ژاپن که صاحب آن در طول زندگی دانه دانه آنها را جمع کرده بود و اصلاح نژاد و ترکیب و سلکشن انجام داده بود. و چند ماه قبل در سن نود و چند سالگی مرده بود و همه را بخشیده بود به باغ گیاهشناسی Van Dusen.
آنجا هم دو نفر خانم گیاهشناس از باغ گیاهشناسی بودند و در حال انتخاب گیاهان برای انتقال دادن به باغ بودند.
باقی گیاهان را برای فروش آماده میکردند. برنامهی فروش، یک برنامهی دو روزه است که در شنبه و یکشنبه هفته اول ماه may برگزار میشود.
به Ross گفتم میخواهم بیشتر با نحوهی فروش آشنا شوم.
راس گفت: قبل از کووید، ما در باغ گیاهشناسی هر سال در روزهای خاصی مراسم فروش داشتیم. که میزان فروش گاهی در یک روز به صد و پنجاه الی دویست هزار دلار هم میرسید. اما بعد از کرونا یک مقدار شرایط تغییر کرد و امسال به نظرم این اولین برنامه فروش است که در منطقهی Pitt meadows اجرا میشود.
جدا سازی و دسته بندی گلدانها در حال انجام بود،
بخش گیاهان بومی یک بخش ویژه است که همواره با استقبال خوب مردم همراه است.
خانم صاحب باغ را گفتند که Depression گرفته. چون کسی نبود که از گیاهان مواظبت کند و خیلی از آنها هم در سرمای زمستان امسال ونکوور، از بین رفتند.
به یاد شعری از فریدون مشیری افتادم که سالها قبل، زمانی که وبلاگ نویسی در بلاگفا مد بود به عنوان Slogon در وبلاگم نوشته بودم:
بهار نیست به باغی که باغبانش نیست...
در آخر هم این گل آزالیا نظرم را جلب کرد، یک شاخه که در انتهای آن انبوهی از غنچههای شکوفا خودنمایی میکنند و راس گفت: اگر میخوای میتوانی به حساب من بگیریش، من پولش را پرداخت میکنم.
راس گفت: یک گلخانهای بزرگ دیگر هم در این اطراف هست که فقط گل شاخه بریده ژربرا تولید میکند و از جمله گلخانههای Hi Tech است. اگر خواستی یک روز تو را به آنجا هم میبرم. و من به زور ضربالمثل: «کور از خدا چی میخواهد؟ دو چشم بینا » را برایش به انگلیسی ترجمه کردم.
حاصل شصت هفتاد سال کار و عشق و علاقه را یکجا میدیدم.
به یاد گلخانههای کاکتوس دکتر نیو در زیبادشت کرج افتادم.
به یاد گلخانههای آنتوریم در پاکدشت ورامین و به یاد باغبانهایی که دیگر در میان ما نیستند.



![🎉 It's my fan-iversary! I've been a top fan of VanDusen Botanical Garden since November 15, 2023. @[100064771598345:2048:VanDusen Botanical Garden]](https://pen.momtazhost.com/wp-content/uploads/2026/02/10239312730815507.jpg)
