هیچ چیز این روزها به اندازه‌ی نقاشی‌ در داخل این مربع‌های…

هیچ چیز این روزها به اندازه‌ی نقاشی‌ در داخل این مربع‌های کوچک مرا خوشنود نمی‌کند.

آنها در نظر من دریچه‌هایی برای خروج از این جهان و ورود به دنیای کهکشانی دلخواه خودم است.

آنها تمام انرژی پتانسیل نهفته در تک‌تک سلولهای مغزم را آزاد میکنند و چون آبی که از پشت سد به بیرون می‌ریزند، با خروش و پر فشار، به دل دنیای کهکشانی دلخواه خودم می‌جهم.

من راضی‌ام، در این گوشه‌ی ساکت فود کورت متروتاون، با یک پیاله steep tea, غرق در دنیای خودم میشوم و میروم هر جا که دلم بخواهد.

مغز من پوسیده است. خون در رگهایم خشکیده و احساس میکنم شبیه بوته‌ی بی ثمر خاری بر بالای دیوار‌های کهن خانه‌ای در بلخ، نظاره‌گر عبور سپاه سنگین زمان هستم که غیر از تغییر و تخریب خاطرات شیرین کودکی من، کار دیگری بلد نیست.

من میخواهم شبیه کودکی باشم که سنگ را به تانک‌های ارتش سرخ میزند. اما بزرگترها به خشم من می‌خندند و مرا به زور از زمین بلند میکنند و در بغل خود می‌گیرند و از معرکه دور می‌کنند.

همه چیز درست است، همه چیز سر جای خودش هست. هیچ تکرار و تعریفی در کار نیست و ماجرا جز انتظار برای دیدار بهار دلکش، چیز دیگری نیست.

من میخواهم به کشیدن رسم‌های کهکشانی خودم ادامه بدهم و یک دفترچه را چشم بسته پر کنم و از نو دنیاهای خودم را ترسیم کنم.

از همین حالا هم یک یادداشت در آخرین صفحه‌ی کتابچه‌ی دلخواه برای خودم نوشته‌ام که دیدی توانستی و کاری نداشت از میان این صفحه‌های نامعلوم عبور کنی و به انتها برسی.

«با یک پیاله چای هم می‌شود مست شد، اگر آنکس که باید باشد، باشد.»

زیارتت قبول رفیق.

Add a comment

*Please complete all fields correctly

Related Blogs

#better_Afghanistan
🎉 It's my fan-iversary! I've been a top fan of VanDusen Botanical Garden since November 15, 2023. @[100064771598345:2048:VanDusen Botanical Garden]
خاصیت برگ دارد آدمی،