ماه جوزا است، این موقع را به انگلیسی June Drop میگویند، یعنی بار و سیبهای اضافی درخت میریزند. همان سیبهایی که آخرش ساندیس درست میشود.
تا گندمها را بچینیم، کاه و کُلَش ها را جمع کنیم و پرس کنیم، فصل توت خلاص شده و فصل شاه توتهای سیاه میرسد. اینجا هر سال همین برنامه است.
بعد از شاه توت خوردن، آب تنی در قنات و کاریز، مزه میدهد.
همیشه بر سر آتش زدن بقایای کاه و کلش، با دهقانها بحث داریم و بعد بیست سال و اندی، هنوز نتوانستیم آنها را قناعت بدهیم که وجود کاه در خاک مزرعه، بخاطر بهبود بافت خاک و حفظ رطوبت، برای رشد گیاه خوب است.
هر سال، همین وقتها، کاه و کلشها را میسوزانند و دود همه جا را پر میکند.
آن قدیمها، یک کارگر بود که دقیقا وقتی باد به سمت محلهی مسکونی میوزید، باقیمانده کاهها را آتش میزد و دود راه میانداخت. وقتی میگفتم حداقل اگر آتش هم میزنی، وقتی آتش بزن که باد به یک سمت دیگه باشد.
قهقهه میزد و بلند میخندید و میگفت:
بزار این مردم مرفه بی درد، بفهمند که ما کارگرها، در زیر آفتاب چهل درجه، چه میکشیم. بزار دود از کانال کولرهایشان برود داخل خانههایشان و حالشان را بگیرد.
وقتی هم که میگفتم: از کجا میدانی که اینها مرفه و بی درد هستند؟ تمام منطق محاسبهاش این بود که چون آنها زیر سایه و باد خنک کولر هستند و ما اینجا زیر آفتاب ظهر.
نمیدانم چرا این مدل طرز تفکر، ممکن است همه جا باشد،
یا آن کشاورزی که دقیقا در شب سیزده به در، کشت و مزرعه یونجه خود را آب میداد تا همه جا گِل شود و فردایش کسی نتواند وارد سبزه و زمیناش شود. میگفت این قِرطیهای تهرانی، برکت را از زمینام میبرند. و باز دهانم از این تفکر باز میماند که چرا او فکر میکند اگر گوسفندها یونجه را لگد کنند خیر و برکت است، ولی اگر چند نفر تهرانی بیایند و رقص و شادی کنند برای سیزده بدر، برکت از زمین میرود؟
داغ کردهام و میروم خودم را بندازم داخل آب قنات.
هیهات از این مدل تفکر بسته و مبهم و گنگ و پیچ در پیچ.
ای خوش آنروز که نشینم بر لب حوض شراب و بپرم بروم از این بیابان برهوت به همان عالم هپروت خودم و نجات یابم از این بلاهت بی پایان و عمیق..



![🎉 It's my fan-iversary! I've been a top fan of VanDusen Botanical Garden since November 15, 2023. @[100064771598345:2048:VanDusen Botanical Garden]](https://pen.momtazhost.com/wp-content/uploads/2026/02/10239312730815507.jpg)
