فصل “کج خیار” یا همان خیار چنبر شده. خیلی خوشبو و ترد و مزهدار هستند.
شفتالوها هم سلام میرسانند. از همه اینها گذشته، گرمی و تابستان با اَم یا ” انبه” میچسبد که باید یک ماه دیگر صبر کنم برای آن امهای جانانه و دلبر.
بین دو راهی گیر کردهام.
بروم آنطرف آب یا بمانم همین جاها؟
دقیقا شبیه همان شعری که میگوید:
یک دل میگه برم برم، یک دلم میگه نرم نرم.
منم با خودم میگویم اگر نر هستی نرو.. اما خب اینجا آینده وجود ندارد. هر چه هست و نیست همین لحظهی حال است.
هیچ کس، هیچ چیزی را برای روز مبادا، ذخیره نمیکند، حتی درودها و فحشها و محبتها و غضبهایشان را.
هر چه هست شبیه آینه، روبرو و شفاف و دَرجا است. همه گلها و گیاهان و درختها و آدمها، با همه وجود هر چه دارند و ندارند را تقدیم میکنند.
آنطرفها، حتی گلها هم عطر و بویشان را دریغ میکنند و نگه داشتهاند برای روز مبادا، گلها کمتر عطر و بوی دارد آنطرفها،
آنطرف، من با گل بی عطر و بو و دسترخوان بدون نور و نمک چه کنم؟
– چند وقتی است حال و حوصله شستن و اتو کردن لباسهایم را ندارم، پیش خودم دلیل میاورم که با این کارم کمک میکنم تا هوا و اقلیم گرم نشود، هر چه نباشد، طبق نظریه آشوب یا Chaos theory گرمای اتوی خانهی ما، میتواند کوههای یخ را در قطب جنوب ذوب کند، برای همین من نباید لباسهایم را اتو کنم. اگر نه دنیا کن فیکون میشود.
باز رضای درونم با خودم میگوید: جمع کن خودت را مرتیکه، برای من از خودت نظریه در میکنی، بِخه(پا شو) برو چهار تا لباس آدموار بپوش که در عکس مکسها خوب دیده شوی، مردم نگویند گشنه مست استی. که اگر دهان مردم باز شد، باز با کدام نظریه جلوی دهان و گپ مفت مردم را میگیری؟ کم که سیال و سیلبین نداریم. بلا د پس یخهای قطب جنوب.
شارژ موبایل و اینترنتم وصل باشد، چند قِرانی هم در ته جیبم باشد، دیگه غمی نیست.
دنیا گذران و عمر دنیا گذران،
خوش پیر شوی، هی یار جوان…
بده لب و بیاد بی شرف…






![🎉 It's my fan-iversary! I've been a top fan of VanDusen Botanical Garden since November 15, 2023. @[100064771598345:2048:VanDusen Botanical Garden]](https://pen.momtazhost.com/wp-content/uploads/2026/02/10239312730815507.jpg)
