زمستان میشود و روزها کوتاه و شبها بلند است.
این روزها، درختها را در باغ گیاهشناسی Van Dusen چراغانی میکنند و برای یکماه، بعد از غروب آفتاب، در باغ، فستیوال نور برگزار میشود.
دو سه بار، روزهای یکشنبه را به یک کلیسا رفتم. در بخش خدمات آی تی یک استاد را دیدم که هم آی تی خوب میداند و هم ورزشکار است.
همزمان از اتاق مخصوص خود، نور، صدا و تصویر را کنترل میکند و تصویر کامره را بر روی مانیتور بزرگ ارسال میکند و زیرنویس هم اضافه میکند، نشرات live یوتیوب را هم مدیریت میکند و اخبار را در وب سایت کلیسا آپلود میکند.
کاری که در افغانستان یک تیم ده دوازده نفره میکرد، اینجا یک نفر به خوبی اجرا میکند.
از ابزارها و نظم و ترتیبی که در کارش است، خوشم آمد.
این روزها، سرش شلوغ است و فرصت صحبت ندارد، گفت که بعد از سال نو میلادی بیا، بیشتر با هم صحبت میکنیم و لم و روال کارش را یاد میدهد.
حتی تماشای اینکه با این وسایل و ابزارها، چطور با مهارت کار میکند، برایم لذت بخش است.
میخواهم طرز فکرش را یاد بگیرم.
آمادگی برای مراسم، معمولا از ساعت ده شروع میشود، مراسم از ساعت یازده تا دوازده طول میکشد و بعد از آن گاهی قهوه و چای است.
بعد از چاشت معمولا از آنجا تا باغ Van Dusen را پیاده میروم که کمی فاصله دارد. و به شکل Volunteer در کنار آنها میباشم.
شب هنگام، از باغ تا خانه را هم پیاده پیاده از بین کوچهها و خیابانها میآیم که حدود یک ساعت طول میکشد.
نسبت به اسلام آباد و کابل، لاغرتر شدهام. این روزها فقط در حال مشاهده و تماشا هستم. همدم این روزهای من، گوگل مپ و موسیقی بیکلام پاییز طلایی از فریبرز لاچینی است. گاهگاهی نرمنرمک میدوم. دویدن را هم دوست دارم. این دویدنها را خیلی دوست دارم.


![🎉 It's my fan-iversary! I've been a top fan of VanDusen Botanical Garden since November 15, 2023. @[100064771598345:2048:VanDusen Botanical Garden]](https://pen.momtazhost.com/wp-content/uploads/2026/02/10239312730815507.jpg)
