خیلی سخت است برایم که تمام زندگی آدم، خلاصه شود در خریدن یک خانه. آن هم تنهایی، آن هم با پول پس انداز.
تمام زندگی یعنی، تمام همّ و غم و دغدغه و دویدنهای آدم، شبیه پیله، بپیچد و چرخ بخورد و بشود یک خانه. که نفس آدم را بکشد و زمینگیر کند آدم را.
هر زمان به خریدن خانه فکر میکنم، احساس میکنم با میخ طویله، بخواهم خودم را یکجا به زور ثابت نگهدارم. یا شاعرانهتر بخواهم بیان کنم، کشتی را لنگر اندازیم.
من آدم یک جا بودن و یک جا ماندن نیستم. درست است که بیست سال ایران بودم، درست است که پانزده سال در کابل بودم و از جایم تکان نخوردم. اما من خودم میدانم آدمی نیستم که یک جا باشم و بمانم.
دوست دارم دنیا را بگردم و اکسپلور کنم.
این روزها که با هر کسی از نزدیک و رو در رو سلام میکنم، با یک نگاهی به یَخَن (یقه) و جنس لباسم، سریع میپرسد: خانه چی داری؟ ماشین چی داری؟ یا زیر چشمی به مدل گوشی آدم توجه میکند. حالم بهم میخورد.
اینقدر حالم بهم خورد که رفتم و آیفون رجستر نشده را دادم و به جایش یک گوشی سادهای سامسونگ گرفتم. با یک مقدار پول که فروشنده سَر داد.
کفشهایم را واکس نزدم و کمی کهنه کردم، و اصلا با اسنپ اینور اونور میروم و خیلی هم راحت ترم. چون اصلا لازم نیست الاف شوم و دنبال جای پارک بگردم یا نگران جریمه و پول بنزین باشم. میتوانم کمی به چپ و راست نگاه کنم و تغییرات را بهتر ببینم. تا اینکه شبیه اسب گاری، چهار چشمی فقط روبرو را تماشا کنم.
لباس هم فقط بشور و بپوش بدون اتو. همیشه وقتی کسی را در حال اتو کردن لباس میبینم، احساس میکنم دارد کار بیهودهای را انجام میدهد. حالا تو بیا و آنرا وصل کن به احساس مهر و محبت بین دو نفر، که اگر کسی لباست را اتو نکرد، یعنی دوستت ندارد.
واقعا اگر کسی میخواهد به خاطر برق کفشها و خط اتوی لباس و مدل گوشی و استایل موی و خانه و ماشین، سلامم را علیک بگیرد، همان بهتر که نگیرد.
اما همیشه یک چیز برایم واجب بوده و هست:
اینکه کاری را کنم که اشتیاقش را دارم و اگر اشتیاق نبود، نکنم. حتی به بچههایم میگویم اگر حال ندارید، نروید مدرسه. اما اگر رفتید، سر حال و با شوق بروید. بخاطر ترس از ما و معلم نروید. بخاطر شوق دیدن همکلاسیها بروید. بدون ترس، بدون وحشت.
برای من، که دو سه بار، انفجار و وحشت و صدا و بو و طعم و مزه و زور مرگ را از نزدیک دیدم، زندگی و بودن در لحظه، خیلی خیلی ارزشمندتر از خیلی زواید و ظواهر است.
مدل گوشی؟ نوع پایچه تنبان و مدل ریش و بروت؟ نه. هیچکدام.
اگر خواستید مرا تحریک کنید، با مدل گوشی و لبتاب و ماشین و لباس و عطر، من تحریک نمیشوم.
من به تنها چیزی که بعد از صحبتهای شما دقت میکنم، این است که آدامس (ساجِق) میجوید یا نه؟ آنوقت شاید از روی کنجکاوی بپرسم کدام نوع آدامس را میجوید و اگر داری یکی به منم بدهید.
دیگه هیچ چیزی، نظر مرا جلب نمیکند. من از این دنیا، ساجق را پسندیدهام.
ساجق شوگر فری گلابی رنگ بادکنکی.
😃 Pink sugar free chewing bubble gum 😃
حاضرم خانههایم را بفروشم و تا قِران آخرش را فقط بروم و ساجق بخرم و دلم خوش باشد که اگر باز کرونا شد، اگر دنیا به آخر رسید و قرن تا قرن، کسی کسی را ندید، من به اندازه کافی ساجق دارم که از مهمان های ناخواندهی زندگیام پذیرایی کنم و قوانین قرنطینه را بشکنیم و دونفری بشینیم و آدامس باد کنیم و پِق صدا کند و ببینم از کی بزرگتر بود.
من کیف میکنم هر وقت به این شات از زندگیام فکر میکنم.
دوستتان دارم.


![🎉 It's my fan-iversary! I've been a top fan of VanDusen Botanical Garden since November 15, 2023. @[100064771598345:2048:VanDusen Botanical Garden]](https://pen.momtazhost.com/wp-content/uploads/2026/02/10239312730815507.jpg)
