تازه دانشگاه قبول شده بودم، از ورامین رفتم کرج، بعد از یک…

تازه دانشگاه قبول شده بودم، از ورامین رفتم کرج، بعد از یک عالم دویدن، کارهای ثبت نام و مدارک و خوابگاه و کلاسها را برابر کردم.

با دوستان جان، هم اتاق شدم و زندگی جدید آغاز گردید.

اما بعد از یکی دو ماه، دلم پشت خانه دیق شد. پشت غذای مادر و پشت خواهر برادرها. با اینکه هر هفته، پنج شنبه جمعه ها، خانه بودم، اما باز غمگین میشدم.

مهمان آمد، ادامه را می‌نویسم… این را نوشتم که یادم نرود.

گلهای ما جوره شده…

Add a comment

*Please complete all fields correctly

Related Blogs

#better_Afghanistan
🎉 It's my fan-iversary! I've been a top fan of VanDusen Botanical Garden since November 15, 2023. @[100064771598345:2048:VanDusen Botanical Garden]
خاصیت برگ دارد آدمی،