بالاخره شوربا پخته کردم. رفتم از فروشگاه مصطفی افغانی گوشت قبرغه گوسفند خریدم، پیاز و زردک و کچالو و رومی و نان جو هم خریدم.
جایتان خالی، بسیار یک شوربای مزهدار و مقوی شده بود.
آشپزی برای خانواده و در کنار خانواده، لذتی است که گاهگاهی نصیب آدم میشود.
دفعه بعدی تصمیم دارم بریانی و قابلی پلو جور کنم. اینبار که معاش بگیرم و پول درست و حسابی گیرم بیاید، حتما خانواده را به یک قابلی با گوشت گوسفند که دستپخت خودم باشد، مهمان میکنم.
شوربا از آن غذاهایی است که وقتی آدم میخورد، باقوت میشود و میتواند از صبح تا شام، یکسره کار کند و مصروف ساخت و ساز باشد.
این روزها، پشت خانه میگردیم. خانه پیدا کردن برای آدمهای نوآمدگی به کانادا، واقعا خسته کننده، طولانی و سخت است. چیزی کم از کابوس نیست.
صاحبخانهها، انگار جنایتکار دیده باشند، صدها سوال مختلف میپرسند و اسناد و مدارک محکم طلب میکنند. چند نفر هستید؟ چکاره هستید؟ معرف شما کی است؟ چقدر معاش دارید؟ چرا از خانه قبلی میبرآیید؟
تازه همهی اینها را که جواب بدهیم، قبول نمیکنند و میگویند باز شرایط را دیده و خبرتان میکنیم. اما من میدانم که هرگز آنها ما را خبردار نمیکنند. اعتبار داشتن و اعتبار ساختن اینجا خدایی خیلی سخت است. پول نداشته باشی اما معتبر باشی، کار میشه. اما اگر میلیون در میلیون پول داشته باشی، دلیل بر اعتبار نیست و اعتبار فقط با گذشت زمان به دست میآید.
اما ما کم نمیآوریم و به تلاش خود برای یافتن یک خانه مناسب با شرایط مناسب ادامه میدهیم.
آدم که شوربا بخورد، بهتر میتواند پشت خانه بگردد. بگرد تا بگردیم.



![🎉 It's my fan-iversary! I've been a top fan of VanDusen Botanical Garden since November 15, 2023. @[100064771598345:2048:VanDusen Botanical Garden]](https://pen.momtazhost.com/wp-content/uploads/2026/02/10239312730815507.jpg)
