این عکس را به عنوان بگراند انتخاب کردم.
یک دوره آموزش عکاسی باید بروم. هزار تا عکس از گلها گرفتهام. اما یکیش اینطوری نشده.
عکاسی آگاهانه و با برنامه، خیلی حال آدم را خوب میکند.
کلاس پشت کلاس، درس پشت درس، هیچ فرصتی برای لندغری و ساتتیری نیست. پشت وقتهای آزاد و خوابهای خوش اسلام آباد پاکستان دیق شدم.
فقط به رخصتی روز شنبه فکر میکنم. میخواهم با اولادها تا لب اقیانوس آرام برویم و چند دانه سنگ در دل دریا پرتاب کنیم و از لب ساحل یک مشت صدف جمع کنیم و در بیرون نانی بخوریم و برگردیم خانه. یکشنبه را هم تخت میگیرم و میخوابم.
اینجا، در این فصل سال، صبحها، صدای جیک جیک گنجشک نمیآید، صدای قار و قار زاغهای سیاه هم نیست. انگار همگی کوچ کردهاند و رفتهاند. تنها صدای مرغهای دریایی سفید رنگ است که جثهشان از کلاغ خیلی بزرگتر است و در بیشتر جاها به یک حالت هشدار تذکر دادهاند که مواظب وسایل و غذاهای خود باشید، وگرنه ممکن است مرغهای دریایی آنها را دزدی کند.
باز صبح شده و میرویم به صنف زبان انگلیسی.
اگر این صنف و کلاس نبود، اگر مجبور نبودم، محال بود از زیر کمپل گرم بیرون بیایم. ای کاش در این همه سال، لابلای کارها، یک کمی مکالمه زبان انگلیسی هم میخواندم.
صبح بخیر کانادا،
صبح بخیر جهان!


![🎉 It's my fan-iversary! I've been a top fan of VanDusen Botanical Garden since November 15, 2023. @[100064771598345:2048:VanDusen Botanical Garden]](https://pen.momtazhost.com/wp-content/uploads/2026/02/10239312730815507.jpg)
