اینجا کمبود و نبود خاله گلجان کاملا احساس میشود.
در کابل، خاله گلجان، کارهای خانه را پیش میبرد و فخریه پیگیر کارهای دفتر و فعالیتهای ورزشی یوگا بود.
در مدتی که در اسلام آباد پاکستان بودیم، by default خود را بیکار حساب میکردیم و انتظار داشتیم که یک روزی از اینجا خارج میشویم و به مقصد میرسیم. اسلام آباد مقصد نبود، محل عبور بود.
حالا که به قول معروف به مقصد رسیدهایم، همگی، از خرد و کلان، تلاش میکنیم تا بتوانیم با فرهنگ و قوانین اینجا، سازگار شویم. و همهی اینها طبعا به وقت و زمان نیاز دارد.
یک بخش مهم خانه، برای ما که فرزند زیاد داریم، آشپزخانه است. و بهتر از فخریه کسی نمیتواند آنجا را مدیریت کند.
فخریه در کنار ورزش یوگا، که به پرورش ذهن و mind کمک میکند، تغذیه و nutrition را هم خوانده و نظرش این است که جسم و جان باید با هم پرورش بیابند.
و اینجا، چیزی که زیاد مهم است، وقت است. مدیریت وقت. Time management
کم کم احساس میکنم نمیشود بدون موتر، زندگی کرد، آدم پس میماند.
هر چند که از وسیله نقلیه عمومی کار میگیریم، تا کمکی در جهت کاهش آلودگی هوا کرده باشیم، اما رفت و آمد با وسیله شخصی، یک لذت خاص دارد.
این روزها، به فکر خاله گلجان هستم. خاله گلجان خودش یک عالمه اولاد دارد. آخرینش در ایام قرنطینه، به دنیا آمد و بخاطر استراحت خاله گلجان، چند مدت سرگردان چند خالهی دیگر شدیم که هیچ کدام جای خالی خاله گلجان را نمیتوانست پر کند.
روزهایی که بخاطر تخلیه! و evacuation کابل، لیست آماده میکردیم، تمام لنگر لیست، به سمت خانواده خاله گلجان بود. یک تنه، بیش از ده درصد لیست را به خودش اختصاص داده بود.
امروز با یک وکیل و کارشناس جلسه داریم.
آدم که میتواند برای انتقال بشر به مریخ برنامه بریزد، نمیتواند مثل بچه آدم، یک گوشه از کابل را بدون درد و خونریزی به اینجا منتقل کند؟









![🎉 It's my fan-iversary! I've been a top fan of VanDusen Botanical Garden since November 15, 2023. @[100064771598345:2048:VanDusen Botanical Garden]](https://pen.momtazhost.com/wp-content/uploads/2026/02/10239312730815507.jpg)
