امروز دقیقا یک ماه است که رسیدیم کانادا.
دیروز در این اینجا، یک دسته گل شقایق یا همان گل سرخ مزاری دیدم.
توصیف بهار و گرمی و خزان و سردی، اینجا متفاوت است.
اینجا دو فصل دارد: wet & dry
یعنی یا باران میبارد یا نمیبارد.
هوا خوشگوار است و زمین پر نگار.
بر روی تنه درختان، گلسنگ و خزه به شکل انگل و آفت رشد میکند که نشان از رطوبت بالا دارد و اگر درخت اندکی ضعیف شود و از رشد باز بماند، خوراک خزهها میشود و میپوسد.
امروز برادر زنم داکتر نیک محمد و خانمشان، برمیگردند به تورنتو. در مدت دو سه هفتهای که اینجا بودند، بسیار کمک و راهنمایی کردند تا با محیط و قوانین و شرایط آشنا شویم. ممنونشان هستم.
بی بی هنوز فکر میکند اینجا کابل است. میگوید برویم قلای شاده، برویم باغ بابر. برویم زیارت سخی.
دیروز از mentor، چند ایمیل دریافت کردیم که تک تک اولویتها و priorities را برای هرکدام ما تشریح کرده بود.
اول تقویت زبان و ساختن ارتباط با جامعه جدید و بعد آموزش و کار.
اینجا هنوز هم post box و نامه کاغذی اهمیت دارد و فوقالعاده سریع است. آدرس خانهها هم دقیق و مشخص است.
یک چیزی را هم که برای اولین بار تجربه کردم این بود که اینجا برعلاوه اساماس, MMS هم فعال است و میشود عکسها را با مسج موبایل به همدیگر روان کنیم.
دلم میخواهد یک دستگاه تایپ قدیمی و یک گرامافون و یک رادیو و یک تلویزیون و یک دستگاه تلفن قدیمی (همانها که به شکل آنالوگ شماره میگرفت و باید انگشت خود را چرخ میدادیم) بخرم و از آنها استفاده کنم. چرا که هنوز هم مردم از آنها کار میگیرند. و فعال هستند.
پیرمردها و پیرزنهای زیادی را میبینم که با سرعت خیلی بالا در لبتابشان تایپ میکنند و خیلی سریع ایمیلها را جواب میدهند. برای آنها ایمیل یک ابزار کاملا شناخته شده است. اما دنیای مسنجرها، معمولا برای جوانترها است.
من از تکنولوژی و فلسفه تلفن و ایمیل خوشم میآید. نسبت به مسنجرها، آزادتر و بازتر است. شما میتوانید از یک ایمیل به هر ایمیلی که خواسته باشید، پیام روان کنید. اما نمیتوانید از واتسپ به تلگرام پیام ارسال کنید.
باغ گیاهشناسی Van Dusen واقعا زیبا است و کارهای تحقیقاتی در آنجا فعال است. دیروز فهمیدم این باغ از استودیوهای عکاسی زیادی member vip دارد و به خیلی جشنهای ازدواج و نامزدی و غیره، خدمات لوکیشن ارائه میدهد. در مجموع در هر چیزی یک رنگ و بویی از عشق دیده میشود. شبیه عطرهایی با ماندگاری بالای ۴۸ ساعت، رگ و پی عشق اینجا محکم است.
برای کلاس طراحی فضای سبز اقدام کردم.
در ضمن در قرارداد خانه، ذکر شده که وظیفه پاک کاری برف و برگ درختان در باغچه و بام و پیاده رو پیش خانه، وظیفه کرایه نشین و tenant است و اگر کسی از این بابت آسیب ببیند، کرایه نشین جوابگو و مسئول است.
یادم از برفپاکیهای کابل و قلای شاده آمد که مردم برف بام خود را در کوچه و جوی میانداختند و کوچه، بند میشد و تا یکماه نمیتوانستیم موتر را از خانه بیرون بکشیم. چون کوه برف در کوچه ریخته میشد. بعدها یاد گرفتم که شب قبل از برفباری، موتر را در گاراژ سر کوچه پارک کنم. تا بند نمانم.
تا شقایق هست، زندگی باید کرد…
اما این زندگی اینجا در ونکوور، شبیه فصلها، رنگ و بوی متفاوتی دارد. نازکتر است، حساس تر است. زمخت و خشن نیست.
تا شقایق هست، قایقی خواهم ساخت…
دریای غم، ساحل ندارد. ای گشاد تنبل، پارو بزن.
📍 Vancouver, British Columbia


![🎉 It's my fan-iversary! I've been a top fan of VanDusen Botanical Garden since November 15, 2023. @[100064771598345:2048:VanDusen Botanical Garden]](https://pen.momtazhost.com/wp-content/uploads/2026/02/10239312730815507.jpg)
