امروز به توصیهی دوست نازنینم، پادکست ثروت را میدیدم.
لینک را در کامنت میگذارم و میتوانید ببینید.
برنامهای هفته وار از طرف کدام community در مورد تجارت در کانادا است. این را هم به هیج وجه اعلان تجارتی و سمت و سوگیری ندانید.
امیدوارم با قصهها و راهنماییهای دوستان، بتوانیم آهسته و پیوسته، در جهت پرورش و پیشرفت و پول حرکت کنیم.
چند تا فکر و ایده هم دارم که روز دوشنبه، همراه Mentor خود شریک میکنم.
دوره Project Management را هم با موفقیت سپری کردیم. چند تا سرتیفیکت جدید هم در بخش Cyber Security و Big Data Analyse گرفتهایم.
چیزی که من تا بحال درک کردهام این است که اکثر نسل دوم مهاجران اینجا، انگلیسی را زبان اول و در قدم دوم فرانسوی را مسلط میشوند. اگر حالی بود و حوصله داشتند فارسی و بعد از آن پشتو و عربی و اسپانیایی را یاد میگیرند. وقتی هم که فارسی صحبت میکنند نهایتا دو سه دقیقه اول خوب هستند و بعد کانال را تبدیل میکنند به انگلیسی.
اینکه کسی آنها را افغان و افغانستانی فکر کند، واقعا یک مقدار جای ابهام دارد.
امروز به صاحب خانهمان که آمده بود بعضی وسایل اضافی را ببرد گفتم: May I help you?
دیدم خیلی خوشحال شد و گفت: thanks so much. و اتفاقا از accent من خیلی کیف کرد.
بعد دیدم واقعا این کلمات شبیه کدهای کامپیوتر کار میکند و میتواند بین انسانها ارتباط برقرار کند.
تا به حال فکر میکردم انگلیسی یاد گرفتن فقط به درد نمره گرفتن و پاس کردن interview های شغلی میخورد که بلدی؟ بلدم و بعد از آن هیچ استفادهای ندارد. اما قدرت زبان را وقتی میتوانیم به درستی احساس کنیم که ارتباط برقرار شود.
امروز یاد گرفتم که به کلاه ایمنی دوچرخه سوارها، Halmet میگویند و hamlet نام نمایشنامه مشهور شکسپیر بود.
باغ و باغچه و چمن اطراف خانه را صفا دادم و کم کم نوبت مرتب کردن قفسه کارگاه و آزمایشگاه خانه است.
من خیلی خوش شانس هستم که یک اتاق پر از ابزار و وسایل کار برایم مانده که میتوانم با آنها، هر چیزی را که عشقم بکشد، بسازم. انواع ارّه و برمه و دریل و پیچ گوشتی و آچار و سوهان و سنباده، انواع میخ و پیچ و چسب و انبر و پلاس. انواع خط کش و وسایل جوشکاری و لحیم و چوب و تخته. و از همه مهمتر، ظرفهای شیشهای مواد شیمیایی، شامل انواع اسیدها و نمکها و بازها. و ترازوهای دقیق.
چیزی که کمبودش را احساس میکنم یک تلسکوپ و یک میکروسکوپ و یک تفنگ برای شکار غاز است. قلاب و تور ماهیگیری هم اینجا داریم.
چند روز قبل خیلی خوشحال بودم که یک دوچرخه 1200 دلاری را به قیمت 60 دلار خریدهام. اما امروز فهمیدم اگر کسی بخواهد دوچرخه بدواند، خیلیها حاضر هستند به رایگان برایش دوچرخه بدهند. فقط کسی باشد که بدواند.
کسی هم بخواهد کاری را شروع کند، خیلیها از چهارطرف، زیر بغلاش را میگیرند تا کارش قوام پیدا کند و کسی بخیل نیست.
حتی میگویند در روزهای بارانی، کسی که به نزدیک خانه یا موتر خود میرسد و میبیند رهگذری، چتری ندارد، چتری خود را به رهگذر اهدا میکنند.
اهدای عضوهایی مثل جگر و شش و گرده و قلب، بعد از مرگ، یک امر کاملا رایج و پسندیده است. و حتی دیتابیس کامل و جامعی در این مورد دارند.
یادم میآید یک دوست کاملا فرهیخته، یک وقتی به من توصیه میکرد، اولاد زیاد بیارید تا نسل هزارهها را زیاد کنیم.
امروز واقعا از این توصیه، خندهام میگیرد و آنرا احمقانهترین پند و اندرز میدانم.
به غیر از انسانیت، به غیر از نیکی و به جز محبت، چیزی نمیبینم که در دنیا پایدار بماند.
زبان خیلی قدرت دارد.
یک جمله منسوب به استیو جابز است که میگوید:
اگر بتوانید قلب یک نفر را لمس کنید به بینهایت میرسید.
زبان و کلمات و جملات، خیلی قدرت دارند، خیلی.


![🎉 It's my fan-iversary! I've been a top fan of VanDusen Botanical Garden since November 15, 2023. @[100064771598345:2048:VanDusen Botanical Garden]](https://pen.momtazhost.com/wp-content/uploads/2026/02/10239312730815507.jpg)
