الان بارش است، همراه با گر و گور و غرش آسمان، که آدم را به یاد غرش هواپیماهای تخلیه، در شب و روزهای خروج و evacuation، بعد از سقوط کابل، میاندازد. کمی هم سکوت و کمی هم شر شر یکنواخت باران بر بام خانه. در این میان، یگان مرغک بیخانه و بی آشیانه هم نغمه سر داده. زاغ نیست اگر نه زبان زاغ را بلدم و میفهمیدم چی میگه، دیگه مرغها هستند که تازه به این محل آمدند.
یک رفیق پیدا کردم، کارش کرایه دادن انواع و اقسام موتر است. چند روزی است با هم مکالمه در حد سلام علیکی داریم و باقی گپها، با چشم و خنده و خود بخود تبادله میشود. با هم چای (البته شیرچای) خوردیم. قرار است یک تایم هم برای نوشیدن ست کنیم.
جالب اینجا است که خودش مالک هیچ موتری نیست و همه موترهای بیکار منطقه خودشان را لیست کرده و با مسئولیت خودش کرایه میدهد. قبلاً مستری(مکانیک) بوده و از سیستم موترها، سر در میآورد. اگر کدام عوارض جزیی پیش آمد، خودش برطرف میکند. به مه میگه هر موتر کار داشتی، بیا ببر، نگران جواز سیر و گواهینامه هم نباشم.
از گل و گلبازی قصه کردیم و شبیه لاف زدن آدمهای بدماش (بد معاش!) که میگن عکس بده جنازه تحویل بگیر، گفتم گلدان خالی بده، گلدان پر و شاداب و سرحال تحویل بگیر، که مرا برد به حیاط خلوت پشت ویلا و سی چهل دانه گلدان خالی و خشک نشانم داد و قرار شد آنها را دوباره احیا کنیم.
باران بند آمده، دمای هوا عالی است. اما بوی بد و متعفن لجن در فضا پخش شده. هر بار که باران میبارد، تا مدتی این بو، هست و کم کم با تابش آفتاب برطرف میشود.
هوای سلقین کابل را هیچ کجا نمیتوانی پیدا کنی جانم. زاغی در تایید حرفم، قار قار کرد….


![🎉 It's my fan-iversary! I've been a top fan of VanDusen Botanical Garden since November 15, 2023. @[100064771598345:2048:VanDusen Botanical Garden]](https://pen.momtazhost.com/wp-content/uploads/2026/02/10239312730815507.jpg)
