آهسته آهسته به خوردن قهوه عادت میکنم. اولین چیزی هم که موقع ورود به کانادا در فرودگاه تورنتو نظرم را جلب کرد، بوی قهوه و کافی بود. در کابل و اسلام آباد زیاد قهوه نمیخوردم. یک جوری مزه چای سوخته و ناجور داشت.
اما خب، این عکس قهوهای است که در تایمهای انتراکت کلاس زبان انگلیسی آماده میکنم. همین قهوه است که صبحها مرا سرحال نگه میدارد. شاید چون مفت است و پول نمیدهم، خوشگوار است.
نمیدانم چه مرضی است، روزهای اول که با یک تیکت، دو سه نفر از دروازه ورودی SkyTrain وارد میشدیم، حس زرنگی به من دست میداد، اما حالا، مثل یک شهروند خوب، هر نفر تیکت مخصوص به خود را داریم و محترمانه، تیکت میزنیم و داخل میشویم. حتی از آن زرنگ بازیهای روز اولم، از آن حرکتها، بدم آمده و احساس cheap بودن میکنم و واقعا حس میکنم مرض داشتم.
آدم باید اول به خودش احترام بگزارد. باید همین خرده شیشههای ریز را از وجود خودش بتکاند و سر سوزنی جای شک و شبهه در وجودش نماند.
به قول استاد درس حشره شناسی ما، خانم دکتر پروانه آزمایش فرد، عشق باید آتشین و اراده باید آهنین و ایمان باید راستین باشد.
در شهر، در بازار، در کوچه و خیابان، در هر جا که اگر با کسی چشم در چشم شویم، آنها یک لبخند ملیح و شیرین میزنند و از اخم و تَخم و اعصاب خرابی، خبری نیست.
گاهی فکر میکنم همین نکات ریز، همین تفاوتهای جزیی و ناچیز، میتواند اندک اندک و در طولانی مدت، نتایج شگفتانگیزی به بار بیاورد.
امروز باز هم مهمان داریم، تمام خانه را جارو زدم و منتظر رسیدن آنها هستیم.
بی بی زیر لب آهنگ کمر باریک من را میخواند. بیرون را نگاه میکنم، باران میبارد.
این روزها، گلها را تقریبا هر ده روز میبرم حمام و گرد و غبار آنها را شستشو میدهم.
در جستجوی کار دلخواه هستم. باور دارم که اگر اندکی زبان انگلیسی خود را تقویت کنم، همهچیز ردیف میشود.
دارم با Canadian culture آشنا میشوم. دارم دوستان جدیدی پیدا میکنم. کم کم وارد دنیاهای جدیدتری میشوم.
برای یادگیری، صبوری و فروتنی لازم است.
صبر داشته باش رضا، ناآرامی نکن و صبور باش و تماشا کن. همین.


![🎉 It's my fan-iversary! I've been a top fan of VanDusen Botanical Garden since November 15, 2023. @[100064771598345:2048:VanDusen Botanical Garden]](https://pen.momtazhost.com/wp-content/uploads/2026/02/10239312730815507.jpg)
