بایرام
هفتاد و دو سال بعد که صد و ده ساله خواهم شد (حدود سالهای 2090) میتوانم مانند یک جوان بیست ساله بدوم، بخورم، فکر کنم و عبادت کنم و عشق...
گلها و گیاهها با من حرف میزنند. هر کدام قصههایی دلچسب دارند. زمین و زمان در اختیار گیاهان است. بعد از تمام جنگها بر روی تانکهای باقیمانده در میدان جنگ،...
دوتا دلداده و عاشق در این شهر، به رسم یادگاری عکس کندند، دلا پر مهر و لب خندان و سرشار، به استقبال فصل سبز رفتند. چه خواهم من در این...
یک ظرف پر میوه، یک باغ پر گل پرواز پروانه، آواز بلبل
۱. خیلی زیاد که نه، ولی تا حد زیادی خوشحالم. ۲. تلاشهای کوچک و دوامدار و شبانه روزی ما دارد کم کم نتیجه میدهد. شکر خدا امسال هم توانستیم سه...
در سکوت و تاریکی مطلق شب، صدای پای آب در سرم پیچ میخورد. دلم میخواهد در سکوت رشد کنم. شبیه یک دانه و جوانهی گندم در زیر خاک.
به دریا رفته میداند، مصیبتهای طوفان را ...
یک شب یک روز یک ماه یک سال، یک عمر است که پی دلخوشی زندگیام میگردم. با تولد فرنگیس عمر دوباره یافتم..