موتر سرخ مسابقه ای را عشق است شاهرخ جان...
موتر سرخ مسابقه ای را عشق است شاهرخ جان...
سال ۱۳۸۳ کرج. محوطه لیلیه (خوابگاه) دانشکده کشاورزی دانشگاه تهران
امشب اگر فردا شود، هنرمندی را به شما معرفی میکنیم که خودآموخته است. با شوق و عشق و حسی مرموز و مبهم، چنان قلم را بر روی پهنهی کاغذ میدواند...
یادم میآید یکبار حدود ۲۵ سال پیش اسم ام را از یکجا و تخلص ام را از جای دیگر یک روزنامه که آگهی ترحیم را هم چاپ میکرد برش زده...
یه کاغذ، یه کشتی.... Take this money, take this fame as well, snatch my youth from me if you so wish, but return me those rains of childhood, that paper...
آدمهای موفق علاوه بر صبحانه و نهار خوب٬ شکست هم خوب خورده اند ...
باز هم طرح سال قبل را ادامه میدهیم. با تجربه عالی یکساله، با سنجش بهتر، انرژی بیشتر و ریسک منطقی تر . و مهمتر از همه تیم قویتر و جانانه...