atiq

Posted by | ژوئن 29, 2020
Good morning Afghanistan

Good morning Afghanistan صبح بخیر افغانستان

Continue Reading
Good morning Afghanistan صبح بخیر افغانستان رومی؟ پامادور؟ گوجه فرنگی؟ گورجه؟ Tomato - بَلَی بوری کومِه اَفتو زده شی بلی بوری چیمی پور اَو دیده شی بَله پلاس شیشته چوخرا موکونه بلی بوری دیلی کوتِو کده شی با صدای جادویی داوود سرخوش ترجمه: الهی من فدای گونه های آفتاب سوخته یارم بشم الهی من فدای چشمهای پر از اشک دلدارم بشم یار بر روی یک جُل و پلاس کهنه نشسته و گریه میکند الهی من فدای دل پر از غوره و غصه یارم بشم. که خانواده‌اش با ازدواج ما مخالفت میکنند و من و او رنج میبریم.
Posted by | ژوئن 28, 2020
Good morning Afghanistan

Good morning Afghanistan صبح بخیر افغانستان رومی؟ پامادور؟ گوجه فرنگی؟ گورجه؟ Tomato - بَلَی بوری کومِه اَفتو زده شی بلی بوری چیمی پور اَو دیده شی بَله پلاس شیشته چوخرا...

Continue Reading
Good morning Afghanistan صبح بخیر افغانستان تمام اینها کدو است، کدوی سبز، کدوی مزاری، کدوی گرد، و غیره. Squash & Pumpkin ✅ ما آدمها قبول داریم کدو انواع و اقسام مختلف دارد، سبز، سیاه، سرخ ،نارنجی، سفید، خالدار، پلنگی و برای ما مفید است، اما قبول نداریم همه ما آدم می‌باشیم و برای زندگی در کنار هم میتوانیم مفید باشیم. عجیب موجوداتی هستیم. ⚘ کلّه نبود، کدو بود، از مه نبود از تو بود. ⚘ از خیرات سر کلَم (کَرَم)، کدو آب خورد. ⚘ ک... را دیدی کدو را ندیدی؟ (قصه پیرزن و کنیز و کدو و خر در کتاب مثنوی معنوی مولانا) ⚘ کارتون کله کدو megamind را توصیه میکنم ببینید.
Posted by | ژوئن 27, 2020
Good morning Afghanistan

Good morning Afghanistan صبح بخیر افغانستان تمام اینها کدو است، کدوی سبز، کدوی مزاری، کدوی گرد، و غیره. Squash & Pumpkin ✅ ما آدمها قبول داریم کدو انواع و اقسام...

Continue Reading
Good morning Afghanistan صبح بخیر افغانستان تمام از اینا مرچ است. فلفل هم گفته شده. تند و تیز است. Chili, pepper ما آدمها قبول داریم همه اینها چه سرخ، چه زرد، چه سیاه چه دراز، چه پوچوق، مرچ است و مفید است، اما قبول نداریم همه ما آدم و بنی‌بشر هستیم. عجیب موجوداتی هستیم. خب کجای قصه بودیم؟ تقریبا سی و پنج سال قبل، نو د یک قشلاق کوچ رفته بودیم، ماه محرم بود، رفتیم تَی خواندو (زیر منبر)، در یک قشلاق خرد، که ۵۰ خانه مهاجر افغانی هم نبود، دو تکیه خانه (حسینیه) بود: تکیه خانه حرکتی ها، تکیه خانه وحدتی ها. تکیه خانه وحدتی ها کنار دیوار قبرستانی بود، جایی خارج‌تر از قشلاق، کنار جوی آب، جایی که چند تا درخت داشت و چوپانها در ظهر تابستان گوسفندها را اونجا خاو می‌دادند. برای چند روز محرم، افغانی‌ها اونجا را تکیه خانه جور میکردند. اینجا بوی پشکل بود. تکیه خانه حرکتی‌ها، کنار دیوار گاوداری بود، گاهی میان موعظه و سخنرانی جناب شیخ، صدای مااااای یک گاو هم بلند میشد، اینجا بوی پارو بود. پدرم زیاد آدم مذهبی نبود، اما عقیده خاص خود را داشت، وقت برگشتن گفت بچم ایرانیها که ما را قدر پشقل هم حساب نمیکنند، چرا ما اینقدر خود را حقیر میکنیم؟ بهر حال آنسال محرم گذشت. برای سال بعد پدر قسم خورد که یک کار آبرومندانه برای برگزاری مراسم عزاداری و تکیه داری بگیرد. تا با برگزاری مراسم افغانیها حقیر نشوند. و عزت و احترام افغانها حفظ شود. کلان منطقه، یک ایرانی بود. مسئول بسیج و سپاه و غیره. پدرم رفت مسجد ایرانیها برای دیدن اش. گفت یک مقدار پول دارم، برای افغانها بدون مدارک لازم، در بانک حساب باز نمیکنند، در صندوق قرض الحسنه مسجد امانت باشد. نفر پول را دید، قبول کرد. در طول سال، چندین مرتبه، یک کراچی از بهترین سبزی و ترکاری را که کشت می‌کردیم، می‌بردیم به خانه جناب کلانتر، طلب نکرده بود. ما می‌بردیم. یک روز کلانتر ایرانی‌ها آمد سر کشت و کار و به پدرم گفت: شما با بقیه افغانیهای این منطقه فرق داری، بگو ما چی خدمت کنیم؟ آته گفت: همی که شما اینجا هستید، باعث خیر و برکت منطقه هستید، ما که در وطن خود آرامی نداریم، چرا که افرادی مثل شما را نداریم تا باعث امنیت و آرامی و آبادانی باشند. وظیفه ما است خدمت شما را کنیم، کلانتر گفت: از این حرفها گذشته بگو ما چی خدمت کنیم؟ آته گفت: جمعیت مهاجر افغانیها زیاد شده و یک جای کفاف برگزاری مراسم امام حسین را نمی‌کند. یک جای وسیع تر لازم است، کلانتر گفت: خود افغانها آمدند گفتند ما وحدتی هستیم ما حرکتی هستیم، بین خود نمی‌سازیم، دو جای کردند، اگر نه ما از اول همی زمین کنار مکتب را برایشان در نظر داشتیم، هم زمین اش آسفالت است هم نزدیک محل است، هم آب و برق مفت از مکتب بگیرند. اما بین خود جور نامدند و رفتند گوشه کنارها را گرفتند. خلاصه، کلانتر که نسبتا جوان هم بود، از جمله شرکا و رفیقهای پدرم در کار کشاورزی شد، دو هفته قبل از محرم سال بعد رفتیم به یک قول اردوی ایرانیها، یک ساحه بسیار کلان بود، در یک طرف یک بولوگ(یک عالمه) خوازه (داربست) بود، یک چند نفر عسگر آمدند عاجل یک موتر را بار کردند و همراه خوازه و ترپال آمدند ساحه دیوار کنار مکتب را تکیه خانه جور کردند. آب و برق مکتب را هم در اختیار تکیه خانه قرار داد، بعد از او رفتیم سازمان تبلیغات اسلامی شهرری، از بین طلاب افغانی اونجا اینترویو می گرفتیم که کی خوبتر منبر میرود، یک ملا بچه سید بود، ریش سیاه و گرد و چهره نورانی داشت، چند ملای هزاره گی دیگر هم بود، با ریش های بُزی و تیدپَرَک، آته، سید بچه را خوش کرد، دیگرا مخالفت میکردند که ملا باید هزاره‌گی باشد، آته قار شد گفت همی هزاره را چی به ملا شدن، با او ریش کم پشت و تید پرک اش، سید، ملا شود که هم قواره دارد، ریش دارد و هم از نسل پیغمبر است، هزاره برود دهقانی خود را کند، ناق خود را پشه پشه میکند. القصه، بعد از آنسال تا به امروز، افغانهای آن قشلاق ، حرکتی و وحدتی یکجا شدند و مثل بچه آدم مجلس عزاداری امام حسین را برگزار کردند و از حالت پشقل بودن در جامعه ایرانی برآمدند. بعد از آن مجلس بوی گل گلاب میداد، چای سیاه و قند بود، تشکها نرم بود و مجلس حتی در زمستانها هم گرم بود، تمام بودجه ده ساله هر دو تکیه خانه، یک لگ شده بود، در همان سال بودجه تکیه خانه از درک خیرات و نذورات، به چهل لگ رسید. پدرم در دشت و بیابان برایم میگفت: بچم دین مردم، شکمشان است، کشت کن، زراعت کن، شکم مردم را سیر کن، این بهترین راه رفتن به جنت است. مردم که گشنه ماندند، بدخوی میشوند، جنگره میشوند، و شر می‌خیزد. کار کن، کار ایجاد کن و پیسه را در میدان پرتو، خود بخود اعتبار و عزت و شرف پیدا میکنی، پیسه که نداشتی، هیچ نداری، قِران، بیرار تو است، شانزده پولی کاکایت، صدی و هزاری تیره و طایفه‌ات است، آدم بی پول، بچه بی‌کس است.
Posted by | ژوئن 26, 2020
Good morning Afghanistan

Good morning Afghanistan صبح بخیر افغانستان تمام از اینا مرچ است. فلفل هم گفته شده. تند و تیز است. Chili, pepper ما آدمها قبول داریم همه اینها چه سرخ، چه...

Continue Reading
Good morning Afghanistan صبح بخیر افغانستان میخوای سالاد درست کنی؟ بسم اله. ✅ - قال الرضا الممتاز: " اگر جوانها بدانند که در وقت خردترکی بین پدر و مادر خوابیدن چه لذتی داشت، و بالاتر از آن خوابیدن اولادشان در بین خودش و همسرش چه لذتی دارد، یک لحظه هم مجرد باقی نمی‌ماندند." 🙂 شبانه، شاهرخ کوچک ما، با هزار ناز و چال و نقش، خود را در بین ما جای میکند و آرام میخوابد، دقیقا شبیه خردترکی های خودم که بین پدر و مادرم میخوابیدم. فصل تکرار میشود، تاریخ تکرار میشود و هفته و شنبه و یکشنبه ها، تکرار میشود. ⚘ تو در من تکرار میشوی، از نفسهایت میدانم.
Posted by | ژوئن 25, 2020
Good morning Afghanistan

Good morning Afghanistan صبح بخیر افغانستان میخوای سالاد درست کنی؟ بسم اله. ✅ - قال الرضا الممتاز: " اگر جوانها بدانند که در وقت خردترکی بین پدر و مادر خوابیدن...

Continue Reading
Posted by | ژوئن 24, 2020
shared a link. – Jun 24, 2020

🔗 https://www.youtube.com/watch?v=QbENpHHXASY&feature=share

Continue Reading
Posted by | ژوئن 24, 2020
Good morning Afghanistan

Good morning Afghanistan صبح بخیر افغانستان نون و پنیر و سبزی تو بیش از این می‌ارزی دوره لیسانس باغداری خواندم. پدرم خوشحال بود، میگفت نان و خوراک مسلمانها را تولید...

Continue Reading
Posted by | ژوئن 23, 2020
shared a link. – Jun 23, 2020

🔗 https://per.euronews.com/2020/06/23/june-21-international-day-of-yoga-afghanistan-and-india

Continue Reading
Good morning Afghanistan صبح بخیر افغانستان پروانه‌ها هم دنیایی دارند، کدامشان را دیده‌اید؟
Posted by | ژوئن 23, 2020
Good morning Afghanistan

Good morning Afghanistan صبح بخیر افغانستان پروانه‌ها هم دنیایی دارند، کدامشان را دیده‌اید؟

Continue Reading
Posted by | ژوئن 22, 2020
Good morning Afghanistan

Good morning Afghanistan صبح بخیر افغانستان I love you @[574393022:2048:Fakhria Momtaz].

Continue Reading