سلام من به غنچهای که صبحدم به خنده باز میشود سلام من به هر چه و به هر کسی که با سحر، تمام جسم و جان او، پر از نماز...
سلام من به غنچهای که صبحدم به خنده باز میشود سلام من به هر چه و به هر کسی که با سحر، تمام جسم و جان او، پر از نماز...
اگر چه خسرو و خاقان چینی به ملک دیگران، گوشه نشینی پناهندگی و مهاجرت، سخت دردی است.
این همه آشفته حالی این همه نازک خیالی ای به دوش افکنده گیسو از تو دارم، از تو دارم
https://www.google.com/about/philosophy.html 🔗 https://www.google.com/about/philosophy.html
ببرد از من قرار و طاقت و هوش بت سنگین دل سیمین بناگوش نگاری چابکی شنگی کلهدار ظریفی مه وشی ترکی قباپوش ز تاب آتش سودای عشقش به سان دیگ...