Good morning Afghanistan
صبح بخیر افغانستان
نام این گلهای زیبا مُرسَل است. گل رُز رَوَنده هم میگویند.
Rosa flora
🤔گاهی فکر میکنم حقیقت چیزی است که ما باید از آن دور نگهداشته شویم تا به وقت اش از آن با خبر شویم.
شبیه چیزی که طفل نباید بفهمد پدر و مادرش چکار میکنند.
اما تمام دنیا از آن باخبرند که آنها با هم رابطه دارند.
من نمیدانم چرا چیزی را از طفل میخواهیم نکند که خود ما میکنیم؟
رُطَب خورده منع رطب چون کند؟
میگویند شاید زمان نیاز داشته باشد، گاهی زمین و اقلیم مناسب نیست، گاهی هوا و گاهی فضا جور در نمیآید.
🙄در زندگی بیشتر ماها، یک روز نهفته وجود دارد. روزی که اگر بیاید، چنان میکنیم و چنین میشویم.
اما ای روزهای گم شده در مه، آیا در روزگار آمدنات من نیز هستم؟
🤠زندگی رهبران و بزرگان ما هم شبیه زندگی پدر و مادران ما است، آنها لذتی را میبرند که برای ما اطفال گناه است.
آیا لذت میبرند؟ یا خون دل میخورند؟
😍من نمیدانم چرا زندگی را نر و ماده میبینم؟ مرد و زن نه، اما نر و ماده چرا.
شاید در روستا بزرگ شدهام. شاید.
از کودکی و قبل از مکتب رفتن، سکس خرها، سکس گاوها، سکس جالب سگها که در فصل بهار با هم قفل میشوند، سکس مرغ و خروس ، سکس اسبها، سکس گنجشکها، سکس حشرات، سکس مرغابی ها را از نزدیک دیدم.
حتی میدانستم قاطر، حاصل جماع اسب و خر است.
یا سگ و گرگ هم میتوانند سگهای گرگی را ایجاد کنند.
حتی میان گندمزارها، با یکی از دخترهای قشلاق، تنبانهای خود را پایین کشیده بودیم و همدیگر را جستجو میکردیم.
درس هم که خواندم زراعت و باغداری بود.
آنجا هم بیشتر بحث ازدیاد و گردهافشانی بود.propagation و Pollination که چقدر برای محیط زیست خوب است و نقش زنبورها عسل در این کار، و چقدر pollination و pollution به هم شبیهاند.
😶گَرده، پرچم، خامه، کُلاله، مادگی، تخمدان، دانه، میوه، توتهای نر، پستههای ماده، گیاهان دوجنسه، گندم های هگزاپلویید.
فهمیدم اسپرم گاو خرید و فروش میشود، اسبهای اصیل مسابقهای اسپرمشان دزدیده میشود.
نژاد و اصلاح نژاد و گروه و طبقه به وجود آمده. جنس خوب، جنس بد، گیاه باغی و گیاه یاغی که باغبانان به آن علف هرزه میگویند.
اما باورتان نمیشود، با اینکه باغبان بودم، اما همیشه از علفهای هرزه خوشام میامد. علفهای هرزه را دوست داشتم. علفهای یاغی.
آنها نازک نارنجی و ناز پرورده نبودند. برای رشد، برای رقابت و دوام و زندگی، به نوازش دهقان محتاج نبودند. کسی آنها را نمیکاشت، کسی از آنها مراقبت نمی کرد، کسی اصلا از آنها خوششان نمیآمد و اصلا پشت دلیل کسی نمیگشتند. آنها به معنای واقعی مستقل بودند و استقلال داشتند.
این سالها هم جنگ بین کوچی و دهقان بوده، همیشه آه و ناله دهقان را که میشنوم، ناخودآگاه یاد داستان باغ و علف هرز و دهقان و غیره میافتم.
💢نمیدانم اینها چه ربطی به هم داشت، اما احساس میکنم مثل سایر گیاهان باغ، من نرمال نیستم، اصلا نمیدانم که چیستام؟
اکو سیستم، مورچه، فیل، نهنگ، یخهای قطب جنوب، آفتاب، دریا، من؟
من کیستم؟ من گیاهان را پیوند زدهام، اصول پیوند زدن گیاهان مشخص است.
حتی این فکاهی نیست: کچالو را میشود سر رومی پیوند زد. و این کار شده است. هر دو خوش و خرم بار و ثمر میدهند.
اما دریغ و درد از این جانور دوپای مست لایعقل که فکر میکند اشرف مخلوقات است و این اندیشه آخر او را به تباهی خواهد کشاند. من نتوانستم اصول پیوند زدن دو شخص، دو جنس، دو طایفه یا دو فکر و دو مذهب را بفهمم.
لامصب نمیگیرد. پس میزند، عفونت میکند، چرک میشود، میمیرد یا میکشد.
من همینقدر فهمیدهام که کمی فمینیست هستم. می پرسید کمی یعنی چقدر؟
من دوست دارم وقتی که مُردم، فقط زنها سر قبرم بیایند.
چون نام تمام گلها زنانه است و من عاشق تمام گلها هستم.
👫 روز خوش از شب قبل اش ساخته میشود.
بدون بسماله و حرف و حدیث میگویم:
وقتی رسید به جمعه، هفته دیگه تمومه
هر کی که خوش نباشه، هفتهی اون حرومه
جمعهی همه ما خوش.


![🎉 It's my fan-iversary! I've been a top fan of VanDusen Botanical Garden since November 15, 2023. @[100064771598345:2048:VanDusen Botanical Garden]](https://pen.momtazhost.com/wp-content/uploads/2026/02/10239312730815507.jpg)
