Good morning Afghanistan

Good morning Afghanistan

صبح بخیر افغانستان

وقتی خبر مرگ پدرم را شنیدم، اولش هنگ کردم، بعد هیچ احساسی نیامد، سعی کردم اشک بریزم، اما نمیامد، رفتم یک گوشه تا خجالت نکشم و اشک بریزم، اما باز هم اشکم نیامد.اصلا به تخمم هم نبود که پدرم مرده.

دیروز موقع خریدن تخمه کدو، ناگهان چنان به یاد پدرم اشک ریختم که دکاندار برایم دستمال کاغذی آورد. جمع نمیشد اشکها و آب بینی.

یادم آمد پدرم تخمه کدو را خوش داشت، از کدام رفیق داکترش شنیده بود که تخمه کدو برای تقویت میل جنسی خوب است. برای همین هربار که طرف شابدالعظیم میرفتم می‌گفت بچم امانتی مه یادت نرود.

یک تابستان، همو سالهایی که روزه در ترق گرمی تابستان میامد، (قصه بیست سال قبل است) دچار یک دوست دختر شده بودم.

در بالای شهر بود‌ خانه‌شان. یعنی وقتی نقشه شهر تهران را روی دیوار نگاه می‌کردم، از جنوب شهر تا شمال شهر، قشنگ سه بِلِست (وجب) فاصله بود. هر بِلِست در روی زمین با آن ترافیک شهر، یک ساعت راه بود.

یک روز به تلفن خانه زنگ زده بود که کجایی تو بابا؟خیر سرمون ما هم دوست پسر داریم. زود بیا که حوصله موصله نمانده.

حیران ماندم چی بهانه کنم پیش پدرم. تابستان درس و دانشگاه هم رخصت بود. تابستان فصل و جوشِ کارِ دهقانی ما هم بود. دیگه اینکه روزه و رمضان بود و کارگرها تا نیم روز بیشتر تاب نمی‌آوردند. به هر ضرب و زور بود، تا نه بجه صبح خود را از کار خلاص کردم. دویده دویده حمام کردم و خود را به سر سرک رساندم. موتر گرفتم و حرکت.

قریب چاشت بود رسیدم به قرارگاه، حالی وقت دهقانی و قُلبَه و شخم زدن این زمین، خودم زیر آب و عرق شده بودم، اما هر کاری می‌کردم آب حیات نمیامد،

نفر حیران پرسان کرد: چی زدی؟ تریاک؟

گفتم نه ولا، تخمه کدو خوردم.

گفت این فن را از کی یاد گرفتی؟

گفتم از پدرم.

گفته احمدظاهر “وَی”همانجا از من قول گرفت که یکبار ببرمش جنوب شهر پیش پدرم تا ببیند که این پدر خوب کیست که اینچنین پسر خوبی را به جامعه تحویل داده و از پدرم تشکر کند. و آن دیدار میسر گشت.

خلاصه،

آخرین دیدار من و پدرم دوسال قبل بود، قبل از همه گیری کرونا.

پدرم سر تخت بیمارستان فیروزآبادی، با حالتی شبیه آن پیرمرد پولدار سریال اسکواد گیم، دراز کشیده بود. دستم را گرفت، آرام گوشم را طرف دهانش بردم. با صدایی نحیف و ضعیف، گفت بچم، خیر ببینی که آن ملاقات را ترتیب دادی. اگر در تمام چهل ساله دوران مهاجرت و آوارگی، یک روز به من خوش گذشته باشد و احساس کرده باشم که آدم هستم، همان یک روز بوده. خیر ببینی بچم.

دیروز تخمه کدو خریدم و به یاد پدرم سخت گریستم.

پدر جان بخاطر همه چیزهایی که صادقانه یادم دادی، دوستت دارم.

پ.ن:

ستاره اورشلیم، گل راعی، علف چای، هوفازیقون یا گل شهناز (نام علمی: Hypericum calycinum) گیاه بوته‌ای شکلی است که به صورت گسترده و به خاطر گل‌های زرد و بزرگش کشت می‌شود. این گیاه زینتی در استرالیا و بریتانیا به رز شارون معروف است این در حالی است که در آمریکای شمالی، رز شارون به ختمی سوریه‌ای درختی (گیاهی از راسته‌ای دیگر) گفته می‌شود. مصرف گل راعی فقط برای افراد بزرگ‌سال است علاوه بر این نباید این گیاه را بدون نظر متخصص بیش از ۱۵ روز مداوم مصرف کرد. این گیاه خواص ضدافسردگی دارد.

Add a comment

*Please complete all fields correctly

Related Blogs

#better_Afghanistan
🎉 It's my fan-iversary! I've been a top fan of VanDusen Botanical Garden since November 15, 2023. @[100064771598345:2048:VanDusen Botanical Garden]
خاصیت برگ دارد آدمی،