آموزش نماز داشتیم.
معلم دینی بنده خدا خیلی زحمت میکشید که آداب طهارت و وضو و نماز را درست به ما یاد بدهد.
چقدر با اخلاص تمام به تک تک بچهها نظارت میکرد تا خوب یاد بگیرند.
اما من یاد نمیگرفتم. حتی میترسیدم، حتی از اعراب و اشکال قرآنی هراس داشتم. یک روز موقع امتحان رسید، بچهها تک تک به نماز ایستاد میشدند و معلم با دقت، مخرج صوت و حرکات و طمأنینه بچه ها را زیر نظر داشت.
دو نفر قبل از من مانده بود که من طاقت نیاوردم و شبیه گاوی که بوی خون به دماغش خورده و از کشتارگاه گریخته باشد، از مکتب گریختم و پا به فرار گذاشتم.
دوان دوان خود را به خانه رساندم.
مادرم حالت مرا دید و گفت: باز با بچههای تُرک دعوا کردی؟ چرا نَفَسَک میزنی؟
گفتم هیچ، معلم امتحان نماز داشت، من فرار کردم،
مادرم گفت: چرا مگر نماز چی داره؟
گفتم: من دعاهای عربی اش را بلد نیستم. حال حوصله این چیزها را هم ندارم. حتی وقتی گیمیز (شاش) میکنم خودم را نمیشورم، این بابا آمده میگه ای رقم کش کو، او رقم کش کو که خوب گیمیز برایه و خود را بشوی، میگه گیمیز نجس است، مردار است. در حالی که ما برای گَزَگ (عفونت) نکردن زخمِ داس در بیابان، وقت گندم درو، بهتر از گیمیز، مگر چیزی داریم؟
مادرم گفت: صبر کن پدرت بیاید. باز همرایش گپ بزن.
دم شام، پدرم آمد، قصه گریز خود از مکتب و امتحان نماز را گفتم.
پدرم خنده کرد و گفت: ما طایفه دربیش (درویش) یا سخت ملا میشیم، یا سخت لات. حد وسط نداریم. تو بیخالم نمیخوای ملا شوی.
خیر است، یک چند روز از کوچه ملاها هم تیر (رد) شو. هر چی نباشه، فعلا ملاها زور است و زور ملا را حتی شیطان نداره.
بیا نماز را یاد بگیر، چرا که یاد دادنش به فرزند، سر پدر فرض است. اگر معلم ایرانی به تو یاد داده نتوانسته، خیر است پدرت برایت یاد میته. باز دل خودت که خواندی یا نخواندی.
بعد به آرامی و با بیان افغانی، طهارت و نه کَش (استبراء) و وضو و نماز را یادم داد.
هنوز که هنوز است فکر میکنم پدرم به جای سبحان اله سبحان اله سبحان اله میگفت: آسمان آسمان آسمان
چه نماز باشد آنرا که تو در خیال باشی
تو صنم نمیگزاری که مرا نماز باشد…


![🎉 It's my fan-iversary! I've been a top fan of VanDusen Botanical Garden since November 15, 2023. @[100064771598345:2048:VanDusen Botanical Garden]](https://pen.momtazhost.com/wp-content/uploads/2026/02/10239312730815507.jpg)
