از مکتب (مدرسه) رخصت شدیم، متعلم‌ها(دانش‌آموزان)، دسته دس…

از مکتب (مدرسه) رخصت شدیم، متعلم‌ها(دانش‌آموزان)، دسته دسته به سمت خانه‌های خود روان بودیم.

من و یک گروه از بچه‌های امین آباد، از دولت آباد تا سه راهی قلای گبری، هم مسیر بودیم و با هم طرف ایستادگاه بَس‌های (اتوبوس)شهری می‌آمدیم. وقت رخصت شدن مکتب، یک دختر عینکی نیمچه جوان همسن خود شما، میامد و دست به سینه، جلوی دروازه خانه‌شان ایستاد میشد و بچه‌ها را تماشا می‌کرد.

یکی از بچه‌ها دخترک را از دور دید و گفت امروز اگر به این دختر پُرزَه (متلک) نگویم دلم آرام نمی‌گیرد.

وقتی نزدیک رسیدیم بلند به دخترک گفت:

آهای خوشگله، تو اگر این دماغ (بینی) را نمیداشتی، عینک‌ات را کجا میزاشتی؟

دخترک بدون اینکه تغییری کند، در همان حالت فورا جواب داد:

روی نوک زَبون (زبان) فضولها، گمشو راتو (راهت را) برو، زیاد زِر زِر نکن….

دو تا دختر در پارک پهلوی مکتب، پشت به پشت هم تکیه داده بودند، دوستان از هم بلند پرسیدند اینها را چی شده؟ دارند چکار میکنند؟

یکی از بچه‌ها بلند جواب داد: دارند مخرج مشترک می‌گیرند…

دخترک هم بلند جواب داد: حاصل‌اش هم باشد توی صورت تو…

● بچه به دختر گفت: یک بوسه بده که با آتیش‌اش سیگارم را روشن کنم.

دختر گفت: نمیدم تا کو..ت بسوزه.

نَو کابل آمده بودم، پیش دوستان بودم که با آقا صابر آشنا شدم، آقا صابر ما، نام خدایش بسیار حاضر جواب است. بسیار زیاد.

یک روز دوستا گفتند اگر آقا صابر را د گپ بند انداختی جایزه داری.

به آقا صابر گفتم : تازه کابل آمدم بلد نیستم شار را. چی قسم شار نو برم؟ آقا صابر گفت: د دَه برو، د دو بیا.

دیدم نه واقعا کارش خوب است.

یک روز دوستا جمع استیم، برای بند انداختن‌اش، قصه خواب حج رفتن صابر را گفتم، که آقا صابر خواب ات را دیدم که حج رفتی. رفتی و برگشتی و یک بوجی پر از ساعت، تحفه و تبرکی آوردی، وقت رفتن رفتن مهمانها، به هر کی یکی یک ساعت می‌دی، نمیدانم چی گپ است که به مه نیم ساعت دادی…

خندید و گفت: خو رضا جان، خَی پراندی پرزه‌ته. خیر است. خیر است دست تو هم میتم یک ساعت باشه، مُدا نمانی که خاو کنه…..

خوبه آدم گپ را با گپ تیر کنه، جنگ خوب نیست، دعوا خوب نیست.

شما در تنهایی‌هایتان چکار میکنید؟

جنگ‌های ساختگی، پرزه‌پرانی های ساختگی جور می‌کنید؟

یا وقت پرزه پراندن و پرزه شنیدن، دست و پاها و لبهایتان، شبیه من می‌لرزد و دستهایتان را مُشت می‌کنید و آماده‌ی نبرد می‌شوید؟

یگان جنگ و دعوای ساختگی را در خلوت خود پیش ببرید و گپ را با گپ تیر کنید…

مزه میته….وَلَینه.

Add a comment

*Please complete all fields correctly

Related Blogs

#better_Afghanistan
🎉 It's my fan-iversary! I've been a top fan of VanDusen Botanical Garden since November 15, 2023. @[100064771598345:2048:VanDusen Botanical Garden]
خاصیت برگ دارد آدمی،