صبح بخیر افغانستان

صبح بخیر افغانستان

Good morning Afghanistan

تازه دانشگاه قبول شده بودم، از ورامین رفتم کرج، بعد از یک عالم دویدن، کارهای ثبت نام و مدارک و خوابگاه و کلاسها را برابر کردم.

با دوستان جان، هم اتاق شدم و زندگی جدید آغاز گردید.

اما بعد از یکی دو ماه، دلم پشت خانه دیق شد. پشت غذای مادر و پشت خواهر برادرها. با اینکه هر هفته، پنج شنبه جمعه ها، خانه بودم، اما باز غمگین می‌شدم.

در خوابگاه بین بچه‌ها، بیشتر صحبت از دختر و مخ زدن و قرار گذاشتن و لیسیدن ها بود. کمتر یک بحث علمی خوب پیش می‌آمد.

یک روز، از همان روزهایی که با پدرم در بیابان، در لب جوی آب روان نشسته بودیم و شبیه خواجه حافظ، گذر عمر را تماشا می‌کردیم، و از همه مهمتر، حالِ پدر خوب بود، و خبری از آن روی سگ‌اش نبود، سر صحبت را باز کردم.

گفتم: پدر جان شما در کار و بار تنهایی، من دانشگاه هم رفتم، اما دانشگاه واقعا آن چیزی که فکر میکردم نبود.

پدرم گفت: چطور؟

گفتم: هیچ کس در دانشگاه به فکر درس نیست. همه صحبت از دختر و دختر بازی و مخ زدن و کلاس گذاشتن های سوسولی است. کمتر کسی را دیدم که واقعا درس بخواند.

پدرم گفت: غم کار ما را نخور، من خودم بلدم چکار کنم. دل تو چیست؟ می‌خوای درس بخوانی یا با دخترا سوسول بازی کنی و کلاس بزاری؟

گفتم: مالوم‌دار می‌خوایم درس بخوانم. این همه زحمت کشیدم خود را به دانشگاه رساندم.

پدرم گفت: خوب، مشکل کجاست؟ چرا نمی‌خواهی بخوانی؟

گفتم: آخر اونجا هیچ کسی درس نمیخواند، میترسم من هم با آن بچه ها آلوده شوم.

پدرم یکی زد به پشتم و خندید و گفت:

احمق، تو چرا آدم نمی‌شی؟ تو فکر میکنی بندی را که من بستم، آب می‌برد؟ من بلدم بند خود را چطور بسته کنم. تو نترس، تو را هیچ دیو نمی‌زند و آلوده اون بچه سوسولها نمیشی و محیط روی تو تاثیر بد نمی‌گذارد. مگر اینکه دل خودت بخواهد. حالا بگو ببینم می‌خواهی درس بخوانی یا سوسول بازی کنی؟

گفتم: واقعا میخوایم بخوانم، اما نمی‌دانم چی کنم؟

پدرم گفت: ببین بچم، من درس نخواندم، مکتب هم نرفتم، حتی از کوچه‌اش هم تیر نشدم. اما با این چیزهایی که تو تعریف میکنی و من میشنوم، احساس میکنم بهترین فرصت نصیب تو شده و آنقدر ترس از آلودگی و خراب شدن داری که خبر نداری چه غنیمت بزرگی کسب کردی. شبیه اینکه سر یک دسترخوان با رنگارنگ غذاها نشسته باشی و هیچ کسی به فکر نان خوردن نیست و همه به فکر رقص و بازی هستند. خوب تو اگر گشنه استی و نان دلت میشه، بهترین وقت است که بخوری. گُل گلهایش را خوش کو و بخور،

با تعجب پرسیدم: چطور؟

گفت : دانشگاه شما، حتما استاد دارد، کتابخانه هم دارد. خب، وقتی هیچ کسی به فکر درس نباشد، حتما استاد وقت کافی برای جواب دادن به سوالهای تو دارد، در کتابخانه هم آن کتابی را که تو میخوای حتما یافت می‌شود و کسی دیگر آن را نگرفته..

اگر همه به فکر درس باشند، اصلا به تو که افغانی استی، نوبت نمیرسه، اگر یک بچه ایرانی هم دست خود را بلند کنه که سوال دارم و تو هم بلند کنی، طبیعی است که استاد اول سوال بچه ایرانی را جواب می‌دهد و بعد اگر فرصت بود سوال تو را.

حالا که کسی سوال نداره، تو فکر خوده بگیر و سوالهای خود را دلجمع پرسان کن. همین است که می‌گویم اگر میخوای درس بخوانی خوب جای رفتی. بشین و بخوان، دُم خود را به دُم دیگران، بسته نکو.

بعد طرفم چشمک زد و گفت: اگر هم دلت د ک..نی‌گیری و دختربازی است هم، باز هم جای خوبی رفتی بچم. مگر نمیگی اونجا دختر و پسر با هم هستید؟ باز از این لحاظ هم جای خوبی است. همه جوان، همه مست، همه با کلاس، چی از این بهتر..

میدانی بچم، یک مثل است که میگه اولاد آدم غریب در وقت نان خوردن، و خوردن خوردن، خون بینی میشه یا که تازی (سگ شکاری) بد را در وقت شکار، گوه میگیره.

هوش کده باشی خون بینی نشوی و بدتر از آن، بینی خوده خون نکنی. آستین را بر بزن و نوش جان کن که از این مهمانیها، کم پیدا میشه…..

بخه برو دانشگاه‌ات که هم استادا منتظرت هستن و هم آن دخترهای خوشگل. من که می‌شناسم تو چی جانوری استی…. الکی هم ادای آدمهای پرهیزگار را در نیار، برو حالشو ببر، اما مواظب باش اسراف نکنی و وقت بیرون رفتن با دخترها، ۵۰۰ روپه بیشتر همرایت نگیری.

خدا می‌داند آنقدر تا به امروز از این طرز فکر رندانه و زیرکانه‌ی پدرم کیف کردم که انگار بزرگترین گنج زندگی‌ام را یافته باشم.

معدن الماس، دل خودِ آدم است.

بعدها در کلاسها، سر درس اصول و مبانی باغداری، خواندیم که عوامل موثر بر رشد یک گیاه، می‌تواند محیطی یا ژنتیکی باشد،

بدون در نظر گرفتن ژنتیک، محیط هم چندان کاری از پیش نمیبرد.

ژنتیک عشق است،

محیط عشق است.

گلها، عشق اند.

گیاهان عشق اند.

آدم‌ها، عشق‌اند.

زندگی، عشق است.

In agricultur, seed is fundamental asset.

مهمانِ عزیز رفت.

ولنتاین مبارک….

دوستتان دارم. ❤

Add a comment

*Please complete all fields correctly

Related Blogs

#better_Afghanistan
🎉 It's my fan-iversary! I've been a top fan of VanDusen Botanical Garden since November 15, 2023. @[100064771598345:2048:VanDusen Botanical Garden]
خاصیت برگ دارد آدمی،