هشت ماما دارم. در دوران مهاجرت در ایران، همگی به جز مامای…

هشت ماما دارم. در دوران مهاجرت در ایران، همگی به جز مامای کلان، فوتبالر بودند.

در کنار فوتبال، کاراته و بوکس هم کار می‌کردند، تا در میدان بازی، اگر جنگ و دعوا می‌شد، میدان را خالی نمانند. مگم تخصص و شوق اصلی همان فوتبال بود.

گفته بچه‌های محل، ماماها خودشان یک تیم فوتبال بودند. همگی هم از جمله ستاره‌ها و در نوک حمله بازی می‌کردند.

پدرکلان خدا بیامرزم همیشه می‌گفت:

او بچه‌ها ، یک روز جمعه را دارید، بشینید خانه, استراحت کنید، ماندگی خود را بگیرید و دمراسی کنید. دیگه روزها مصروف کار هستید، روز جمعه از گل صبح که گم‌اید تا تاریک شام، وقتی هم که برمی‌گردید، زده زخمی کله کپوس اوگار، د جنگ رفتید یا د سات‌تیری؟ جان جور و کون تنگ د شما نمیفاره که مثل بچه آدم در خانه دمراسی کنید، زده خوده اوگار و لنگ و لاش کرده، خانه می‌آیید؟ کودوال(فوتبال) گفته جان شما برآمد. چی گپ است ؟

وقتی هم که ماماها خانه می‌آمدند، بعد از حمام، شروع به ماساژ همدیگر می‌کردند، بند پای معمولا از زانو به پایین کبود می‌بود و گاهی در رفتگی و یکی دوبار هم شکستگی،

همه اینها بر علاوه یخن و کفش و لباس پاره بود. مادر کلان هم با انواع مَلَّم‌ها و داروها و دمنوشها، دردها را تسکین می‌داد.

خلاصه اینکه فوتبال در کنار همه زیبایی‌هایش، اگر جنگ و زدن نمیشد، مزه نداشت. آنطور میدانی نبود که زدن نشود.

دوره مارادونا و پله و زیکو بود، بعدش، دوره فان باستن و روت گولیت هلندی شد. برادران باجیو ایتالیایی و هسلر و کلینزمن و رودی فولر آلمانی و دیوید بکهام انگلیسی.

حتی انگلیسی یاد گرفتن ما، بخاطر خواندن نام بازیکنهای خارجی در پوسترهایی بود که به ماماها به دیوار اتاقشان زده بودند و یا در عکسهایی که داخل پوش ساجق‌های جام‌جهانی وجود داشت.

من کتابهای قوانین فوتبال و کاراته را همان‌موقع در کتابخانه ماماها می‌خواندم، از اینکه می‌دیدم فوتبال هم کتاب آموزشی دارد، ذوق می‌کردم.

کتاب اصول کمکهای اولیه و ماساژ را هم پیش ماماها و دوستان آنها خواندم و یاد گرفتم.

یک روز جنگ سختی در میدان در گرفت، به حدی که دو سه نفر لاش در میدان افتاده بودند و کار به چاقو کشی و بوکس‌پنجه و زنجیر کشیده شده بود. تا که موترهای پولیس ایران آمدند و غایله را ختم کردند.

من از فوتبال، بیشتر بوی عرق و لباسهای کثیف و خاک‌آلود و جنگ و دعوا و قصد گرفتن‌ها یادم مانده. اندامهای ورزیده و چابک و آرزوی گل زیرتاق زدن‌. تشویق تماشاچی‌ها و برنامه ریزی و تعیین استراتژی‌ها در شب قبل از مسابقه. حتی برای دعوا.

جان جور و کون تنگ برای ما نمیفارد. فوتبال عشق است و ما عاشق سینه چاک فوتبال. فوتبال بدون بوکس و لگد و زدن، واقعا مزه ندارد. کودوال، آزادی است، فوتبال، میدان واقعی زندگی است.

فوتبال، مزه دارد…

Add a comment

*Please complete all fields correctly

Related Blogs

#better_Afghanistan
🎉 It's my fan-iversary! I've been a top fan of VanDusen Botanical Garden since November 15, 2023. @[100064771598345:2048:VanDusen Botanical Garden]
خاصیت برگ دارد آدمی،